مرصاد به نقل از هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) برای نخستین بار تصاویری از حضور مستقیم گروهک تروریستی منافقین را در عملیات سرکوب ملت عراق در مناطق شمالی و جنوبی این کشور منتشر کرد.

این تصاویر، مربوط به جنایت های منافقین در جریان انتفاضه شعبانیه سال ۱۹۹۱ مردم عراق است که این گروهک به عنوان ارتش خصوصی صدام و گروهی مزدور، به طور مستقیم وارد نبرد با مردم عراق شدند.

در این تصاویر مسعود و مریم رجوی سرکردگان این گروه تروریستی در حال توضیح دادن مواضع نیروهای نظامی خود در مناطق جنوبی عراق هستند. همچنین برخی دیگر از تصاویر این دو را در جبهه مقدم نبرها در مناطق کردنشین نشان می دهد.

در جریان انتفاضه سال ۱۹۹۱ که پس از شکست صدام در کویت به وقوع پیوست حدود نیم ملیون نفر از شیعیان و کردهای این کشور توسط صدام و با همکاری منافقین به شهادت رسیدند.

گفتنی است انتشار این تصاویر در رسانه های عراقی طی روزهای گذشته بازتاب بسیار گسترده ای داشته است و اغلب سایت های خبری عراق این تصاویر را گواهی بر دست داشتن منافقین در سرکوب و نسل کشی مردم عراق دانسته اند.


  • آخرین ویرایش:-

 
آمریکا پذیرفته که به تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق که در اردوگاه اشرف بوده‌اند، پناهندگی بدهد.

مرصاد به نقل از جام نیوز، سایت بی بی سی (bbcpersian) روز پنجشنبه نوشت: «دانیل فرید، نماینده وزارت خارجه آمریکا در مسائل مربوط به اردوگاه اشرف، در گزارشی که به کنگره آمریکا ارائه کرد، گفت: آمریکا پرونده های بعضی از اعضای سازمان مجاهدین خلق را یک به یک بررسی می‌کند و به آن‌ها که شرایط لازم را داشته باشند، پناهندگی می‌دهد.»
او اضافه کرد که این افراد کسانی خواهند بود که کمیساریای عالی پناهندگان، پرونده‌هایشان را به مقام‌های آمریکایی ارجاع خواهند کرد.
بی بی سی افزود: آقای فرید از کنگره آمریکا خواست تا شرایط قانونی را برای وارد شدن تعدادی از این افراد به آمریکا فراهم کند.
قانون آمریکا اجازه نمی‌دهد کسانی که در گروه های تروریستی عضویت دارند، وارد این کشور شوند. آمریکا، سازمان مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی می‌داند.
بنا بر این گزارش: دانیل فرید همچنین به کنگره گفت که تعدادی از شرکای اروپایی ایالات متحده، شروع به بررسی پرونده های پناهندگی اعضای سازمان مجاهدین خلق کرده‌اند.
نماینده وزارت خارجه آمریکا در مسائل مربوط به اردوگاه اشرف، همچنین این احتمال را مطرح کرده که شاید بخشی از این افراد بخواهند به ایران بازگردند.
اعضای سازمان مجاهدین خلق، در دوره ریاست جمهوری صدام حسین در عراق به این مکان رفتند و از آنجا عملیاتی را علیه ایران آغاز کردند که آن زمان در جنگ با عراق بود.
مهرنوش پور ضیایی، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در واشنگتن می‌گوید، یکی از موضوعات مهمی که نمایندگان حاضر در این جلسه به دنبال آن بودند، وجود یا نبود تسلیحات در اردوگاه اشرف بود.
خبرنگار بی بی سی از برخی صاحب‌نظران نقل می‌کند که یکی از دلایل پیچیدگی پرونده سازمان مجاهدین خلق این است که ساختار شبه نظامی دارد و تا زمانی که ساختار این سازمان به ساختار غیرنظامی/سیاسی تبدیل نشود نگرانی درباره از سر گیری فعالیت‌های مسلحانه آن باقی می‌ماند.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391  11:31 ق.ظ

 

کارگردان مستند «1559» گفت: در این اثر مستند، به استناد اسناد فاش شده درباره ترور رفیق حریری، این رخداد بین‌المللی به بوته نقد کشیده شده است.

خبرگزاری فارس: اسناد ترور رفیق حریری در مستند «1559» وجود دارد

مرصاد به نقل از فارس به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، جلسه نقد و بررسی فیلم مستند «1559» با حضور «محمدرضا ابوالحسنی» کارگردان، «مریم پور یامین» کارشناس فرهنگی و «محمدتقی فهیم» مجری- منتقد، در سالن سینما حقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی برگزار شد.

محمدرضا ابوالحسنی در ابتدای این نشست گفت: پس از ترور رفیق حریری، گمانه زنی‌های غرب به سمتی پیش رفت که انگشت اتهام به سوی ایران نشانه برود و این فضای سیاست‌زده موجب شد تا در نهایت برای تولید مستند «1559» ترغیب شوم.

کارگردان فیلم مستند «1559» تاکید کرد: ابتدا قصد داشتم یک مستند محض بسازم، اما با توجه به عدم اطلاع اغلب مردم کشورمان درباره موضوع، سعی کردم اثری روایی محور تولید کنم.

ابوالحسنی ادامه داد: دو ماه از ترور حریری در سال 2005 گذشته بود که من مشاهداتی را در این باره داشتم که البته این مشاهدات به قصد تولید فیلم نبود.

وی درباره دشواری‌های پیش رو برای تولید  مستند مستند «1559» توضیح داد: کار کردن در محله قریه که طرفداران حریری در آنجا ایران را متهم می‌دانند، کار تولید این اثر مستند را برای ما دشوار کرده بود و این فیلم بیشتر با ارتباطات شخصی پیش رفت.

این کارگردان سینما تاکید کرد: اسناد فاش شده درباره ترور رفیق حریری در این اثر مستند به وضوح دیده می‌شود و این اسناد در رسانه‌های عربی موجود است.

وی گفت: برای ساخت این فیلم انبوهی از ایده‌ها در ذهن من شکل گرفت اما در نهایت این مستند را،‌ به دور از خلاقیت تکنیکی و در سیری خطی روایت کردم.

مریم پور یامین نیر در این نشست خبری گفت: با توجه به تعریفی که ما از سینما داریم، باید اذعان داشت که سینما از مستند نشأت گرفته است و آثار مستند نمایانگر تفکر و نگاه خلاقانه به طبیعت است.

وی یادآور شد: مستند باز آفرینی واقعیت است و فیلمساز در این راه باید ممارست داشته باشد.

این کارشناس فرهنگی تاکید کرد: در سینمای مستند تدوین نقشی اساسی دارد و یک کارگردان خلاق می تواند از طریق تدوین، ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند.

وی در ادامه بیان داشت: این مستند درباره یکی از بندهای قطعنامه 1559 است که رویدادی حادثه محور را رقم زده است و بررسی ارتباط این بند از این قطعنامه با ترور رفیق حریری از سوی فیلمساز در مستند «1559»، بر جذابیت‌های این اثر افزوده است.

به گفته پور یامین، سینمای مستند برخورد خلاقانه با واقعیت است و برای درک بهتر این مفهوم باید ساده‌نگری از نگاه فیلمساز حذف شده و نگاه خلاقانه جایگزین آن شود.

وی با بیان اینکه موسیقی می‌توانست در این اثر مستند نقشی اساسی داشته باشد تاکید کرد: موضوع نقش داشتن پسر رفیق حریری در ترور وی در این اثر به تصویر کشیده نمی‌شود که این یک آسیب است.

این منتقد گفت: رسالت سینمای مستند قصه‌گویی و روایت حقیقت است که در فیلم مستند «1559» این مهم دیده می‌شود.

پور یامین در پایان یادآور شد: امروزه ژانر مستند سیاسی با توجه به پیچیده شدن روابط سیاسی میان کشورها مخاطب بسیاری دارد و فیلمساز در مستند «1559» با استفاده صحیح از تصاویر آرشیوی و تحقیق توانسته به نتایج خوبی رسد.

در پایان این جلسه، با اهدای لوح تقدیر و هدایایی، از محمدرضا ابوالحسنی و مریم پور یامین تقدیر شد.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391  11:28 ق.ظ

 
 
شیرین عبادی در گفتگو با روزنامه فرانكفورتر روند شاو، ایران را متهم به داشتن سلاح اتمی کرد و داشتن چنین امکانی را حق اروپاییان دانست.
مرصاد به نقل از ندای انقلاب به نقل از الف، شیرین عبادی در مصاحبه با این روزنامه آلمانی ادعا كرد برنامه هسته ای ایران تهدیدی برای جهان حساب می شود. این مصاحبه همزمان با دریافت جایزه ۵۰ هزار یورویی سال ۲۰۱۲ انجمن ابن سینای آلمان انجام شده است. این جایزه طی مراسمی روز ششم ماه مه در کلیسای پاولوس فرانکفورت به شیرین عبادی اعطا شد.

در این مصاحبه که در شماره ۷ می فرانگفورتر روندشاو منتشر شده، خبرنگار این روزنامه از عبادی پرسید آیا به نظر شما، كشورتان به دلیل «برنامه هسته ای» یك تهدید برای جهان است؟
عبادی پاسخ داد: بله. به این دلیل كه گسترش «سلاح های اتمی» در منطقه می تواند بسیار خطرناك است.
لازم به یادآوریست خبرنگاران غربی ضدایرانی برای ایجاد جنگ روانی علیه کشورمان، معمولا بجای بکار بردن عبارت «برنامه هسته ای ایران» از عبات «سلاح های اتمی ایران» استفاده می کنند. این درحالی است که بازرسان آژانس بین المللی انرژی هسته ای هیچ مدرکی برای تولید سلاح هسته ای در ایران بدست نیاورده اند و بدبین ترین و ضدایران ترین مقامات غربی از «احتمال ساخت سلاح هسته ای» در توسط ایران در آینده سخن گفته اند.

پس از بیان پاسخ عبادی که کشورمان به به داشتن سلاح اتمی متهم کرد، خبرنگار آلمانی از وی پرسید: نظرشما درباره سلاح های اتمی دیگر کشورها مانند فرانسه چیست؟!
شیرین عبادی در پاسخ گفت: تسلیحات اتمی كشورهای غربی ترسناك و خطرناك نیست چرا که در آنها دموکراسی برقرار است.

لازم به یادآوریست دولت آلمان بخاطر معاهدات ناشی از شکست در جنگ جهانی دوم، از داشتن سلاح اتمی محروم است و افکار عمومی و مطبوعات آلمان همواره از نگهداری تسلیحات اتمی آمریکا در این کشور و نیز اجازه فرانسه برای ساخت و نگهداری سلاح اتمی و محروم بودن کشورشان از چنین امکانی ابزار ناراحتی می کنند.

پاسخ های شیرین عبادی به سوالات خبرنگار آلمانی با واکنش منفی در محافل اپوزوسیون خارج از ایران روبرو شده بطوری که برخی سایتهای ضدنقلاب و حتی سلطنت طلب، از مواضع ضد ملی عبادی درباره موضوع هسته ای ایران انتقاد کرده اند. قبلا نیز درخواست عبادی از دولتهای غربی بخاطر تشدید تحریم ایران با اعتراض برخی محافل ورسانه های ضدانقلاب مقیم اروپا و آمریکا روبرو شده بود.

سخنان ضد ایرانی شیرین عبادی حتی تعجب و تمسخر خوانندگان روزنامه فرانگفورتر روندشاو را هم برانگیخته و برخی خوانندگان این روزنامه در کامنتهای ذیل نسخه اینترنتی این مصاحبه، از وطن فروشی عبادی اظهار تعجب کرده اند.


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391  11:26 ق.ظ

 
 
اواسط دهه ۸۰ فردی با نام آرش هنرور شجاعی كه بعدها به آرش بی خدا معروف شد ماموریت خود را ابتدا در سفارت آلمان در تهران و سپس فضای مجازی آغاز كرد.
مرصاد به نقل از ندای انقلاب: آرش بی خدا كه كودكی و نوجوانی خود را در آلمان گذرانده و دوباره به ایران بازگشته بود به عنوان حلقه اتصال جریان ضد اسلام شاخه دین گریز آلمان و بازوهای اجرایی تبلیغات ضد اسلامی در تهران انتخاب می شود تا طرح اسلام ستیزی و اسلام گریزی در محل سفارت آلمان در تهران كلید بخورد.
آرش بی خدا به عنوان مدرس فعالیت خود را در سفارت آلمان و برای افراد متقاضی مهاجرت به این كشور آغاز می كند تا گام به گام و مرحله به مرحله حوزه فعالیت او گسترده تر شود.آرش بی خدا با حمایت مالی و پشتیبانی فنی عناصری ناشناس سایتی را راه اندازی می كند و تبلیغات ضد اسلامی خود را از سفارت آلمان در خیابان فردوسی به سطح فضای مجازی می برد.
همزمان با اجرای طرح پروژه اسلام ستیزی در سفارت آلمان و در سطح فضای مجازی گروه های ضد دین كه خوراك فكری خود را از آن سوی مرزهای ایران اسلامی می گرفتند وارد تشكیلات حزبی و ساختاری دفتر تحكیم وحدت شدند.در همان اوقات بود كه فردی با نام شاهین نجفی در قالب یك عنصر خنثی اما كاملا هدف دار فعالیت خود را در كنار افرادی همچون امیر عباس فخرآور اما در حوزه تخصصی خود آغاز كرد.شاهین نجفی عمدتا در تشكیلات ساختاری حزب مشاركت نمی كرد اما نقشی فعال در قالب یك عنصر پوششی داشت.
شاهین نجفی در ۶ سالگی پدر خود را از دست داد و در زمان نوجوانی هم به دلیل اعتیاد برادرش ضربات روحی شدیدی متحمل شد تا راه را هم گم كند.در جریان فعالیت در دفتر تحكیم وحدت بود كه این عنصر خود فروخته با دنیای موسیقی آشنا و یك گروه موسیقی زیر زمینی تشكیل داد.هنجار شكنی های این فرد سبب شد تا بعد از مدتی ممنوع الصدا شود و فعالیت او در شاخه موسیقی به حالت تعلیق در بیاید.
البته شاهین نجفی از ابتدا هم فردی هنجار شكن بود و بارها به همین خاطر در محیط جامعه و دانشگاه توبیخ شد تا اینكه به خاطر فعالیت های ضد ارزشی از دانشگاه هم اخراج شد.
اخراج از دانشگاه و روحیه ضد ارزشی او سبب شد تا عوامل شناسایی افراد مستعد در مبارزات ضد اسلامی مستقر در سفارت آلمان او را كیس مناسبی برای اجرای اهداف خود تشخیص دهند و پس از آن بود كه شاهین نجفی به عنوان یك استعداد بالقوه ضد دین به آلمان سفر كرد.
شاهین نجفی حالا در آلمان فعالیت های ضد اسلامی و اعتقادی محول شده به خود را رسمیت می بخشد و در مصاحبه با رادیو فردا عنوان می كند كه "یك خدا ناباور است".
گرایشات ضد دینی و در حقیقت ضد اسلامی خواننده موهن كه با تفكرات القایی ماركسیستی هم در آمیخته بود باعث شد تا گروهی به نام "تپش ۲۰۱۲" در آلمان شكل بگیرد.استفاده از سبك موسیقی خشن و به كار بردن كلید واژه های مبتذل و مستهجن در متون آهنگ شاهین نجفی و عقده های درونی او سبب شد تا از این گروه در اواخر سال ۲۰۰۹ جدا شود.
با شعله ور شدن آتش فتنه ۸۸ شاهین نجفی به عنوان یار كمكی به تیم فتنه گران ملحق شد و این آغازی بر دور جدید فعالیت های ضد انقلابی او شد.
گروه های ضد انقلاب كه در آن زمان با تمام بضاعت و امكانات وارد میدان جنگ با جمهوری اسلامی ایران شده بودند گروهی به نام "آنتی كاریزما" را تشكیل دادند و شاهین نجفی سردسته گروه موسیقی نوظهور فتنه شد.ایجاد فضای شایعه و تهمت با طرح قتل ندا آقا سلطان و تجاوز به زندانیان در كنار حمله به ارکان اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی از جمله ولایت فقیه و قانون اساسی در دستور كار گروه موسیقیایی فتنه قرار می گیرد.حرمت شكنی عاشورای ۸۸ كه با پاسخ قاطع ایرانیان متعصب به ائمه اطهار مواجه شد فاز حملات ضد انقلاب را به سمت توهین و ناسزا تغییر داد.
ارتباط حلقه از هم گسسته ضد انقلاب كه بعد از حماسه ۹ دی سرخورده و درمانده شده بود موجب جبهه گیری شاهین نجفی در برابر برخی از حلقه های رقیب در جریان ضد انقلاب شد به طوری که در دعوای "امیر فخرآور " خود صهیونیست خوانده و "احمد باطبی" و "محسن سازگارا" از لابی کنندگان مرتبط با مجلس و سازمان اطلاعاتی امریکا سیا، "شاهین نجفی" طرف سازگارا و باطبی و دیگر اعضای این حلقه را می گیرد.
از دیگر اعضای این حلقه مجتبی واحدی ، علیرضا نوری زاده ، علی افشاری ، فاطمه حقیقت جو، امیر حسین گنج بخش ، فریبا داوودی مهاجر، اکبر عطری و داریوش اقبالی بودند .
با همه این اوصاف و دعواهای بی پایان ضد انقلاب در اعمال سیاست های نخ نمای خود علیه جمهوری اسلامی ایران حالا ضد انقلاب با یك چالش دیگر مواجه می شود.
چند روز پیش بود كه آهنگی سراسر موهن از سوی شاهین نجفی در سطح فضای مجازی پخش می شود ، آهنگی كه احساسات مسلمانان و شیعیان و عاشقان اهل بیت (ع) را بر می انگیزد.حالا جریان ورشكسته فتنه كه در زمین سیاسی شكست سختی خورده است زمین بازی را عوض كرده و سعی دارد با فضا سازی رسانه ای با اقدام توهین آمیز كالبد بی جان فتنه را جان دوباره ای ببخشد.
"سازمان ناتوی فرهنگی" با دستور به عمله های رسانه ای چون بی بی سی ، رادیو فردا ، رادیو اسرائیل و رسانه های مرتبط با سازمان مجاهدین ( منافقین ) سعی نمود به این پروژه وسعت و نفوذ بیشتری دهد .
شاهین نجفی در مصاحبه با شبکه دولتی بی بی سی فارسی با اعتراف ضمنی به ماموریتی که بر عهده اش گذاشته اند ،توهین به مقدسات را رسالت خود دانسته و با وقاحت تمام گفت: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعات آن فکر نمی کنم و فقط رسالت خود را انجام می دهم !» شبکه بی بی سی فارسی با حمایت رسانه ای و تبلیغ برای این عنصر هتاک در اقدامی دیگر به تخریب علمای شیعه پرداخته و مقابله با حکم ارتداد را که پس از جریحه دار شدن احساسات میلیونها مسلمان و فتوای مراجع و علمای دینی اتفاق افتاد ، در دستور کار خود قرار می دهد .بی بی سی در حالیكه همه دنیا می دانند شاهین نجفی در آلمان زندگی می كند می گوید به دلایل پوششی نمی توانند محل اقامت و مصاحبه را بگویند.
صدای امریکا اما در برنامه ای با حمایت از این خواننده مرتد، ادعا می کند که شاهین نجفی قصد توهین به باور های دینی را نداشته است!
رادیو اسرائیل نیز پس از پوشش مکرر اثر ضد دینی شاهین نجفی ،ضمن حمایت گسترده از حرکت توهین آمیز این خواننده نسبت به مقدسات شیعه، صدور حکم ارتداد وی توسط مراجع تقلید را حرکتی افراطی می خواند و از انتقال وی به محلی نا معلوم در غرب آلمان خبر می دهد.
این در حالی است که "منوشه امیر" یهودی صهیونیست فعال نیز که ظاهرا از حرکت ضد اسلامی شاهین نجفی، خواننده شیطان پرست مقیم آلمان بسیار خشنود شده ، آمادگی خود را برای پذیرایی گسترده از وی در "اورشلیم" اعلام می کند.
اما در مقابل نیز محافل آلوده به نفاق و سرویس های اطلاعاتی نظیر شورای هماهنگی سبز (شامل مشاركتی ها، گروهك تروریستی منافقین و نهضت آزادی) و رسانه های آنها (كلمه، جرس، سحام نیوز، ندای سبز آزادی، رسا و...) در قبال هتاكی اخیر این ترانه خوان مبتذل، نه تنها حاضر نشدند در دفاع از مقدسات اسلامی كه در ابتدا با نقاب آن، فتنه و آشوب سال ۸۸ را كلید زدند، كمترین سخنی بر زبان جاری سازند بلكه از او دفاع نیز كردند.

پایگاه اینترنتی اخبار روز- وابسته به طیفی از گروهك های لائیك مقیم آلمان- دیروز فاش كرد طیف هایی از اصلاح طلبان و گردانندگان سایت های جرس و كلمه به اپوزیسیون پیغام داده اند : ماجرای ترانه شاهین نجفی را مدیریت كنید!
پروژه ضدیت با دین و توهین به مقدسات در حالی که بازهم با نادیده گرفتن حقیقت ایمان و فطرت پاک ایرانیان مسلمان و با این سطح وسیع پوشش خبری رسانه های تحت امر سازمان ناتوی فرهنگی سعی می شود تا ضریب نفوذ بیشتری پیدا کند اما با عکس العمل مردم و بالفعل شدن نیروی جدیدی از بدنه اجتماعی نیروهای مومن به انقلاب و كشور مواجه شده است و ضد انقلاب را بار دیگر بهت زده و فلج كرده است.
لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی ایرانیان از جمله بدنه هنرمندان و خوانندگان و فعالین فضای مجازی با حضور در شبکه های اجتماعی واکنش های تند و بجایی را در این خصوص به نمایش گذاشته اند. تولید شعر و موسیقی و محتوای تصویری و متنی در پاسخ به این هتک حرمت در شبکه های اجتماعی چنان حجم گسترده ای دارد که نمی توان همه آن را در این مجال کوتاه گنجاند .
و این حقیقت کلام الهی را باردیگر به جلوه در آمد که : و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین.


 
 
 


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391  11:18 ق.ظ

 
'من از سن 12 سالگی به برنامه های پورنو اعتیاد پیدا کردم و این برنامه ها در حقیقت تبدیل به یک بخش مهمی از زندگی من شده که بدون آن نمی توانم زندگی کنم'.

مرصاد به نقل از جام نیوز، به نقل از روزنامه دیلی میل؛ کودکان انگلیسی و آمریکایی 8 ساله تصدیق می کنند که به برنامه های پورنو آنلاین از طریق اینترنت معتاد شده اند. اعتیاد به فیلم های پورنو در میان بچه های مدرسه ابتدایی به طور فزاینده ای رو به افزایش است.
متخصصین اعتقاد بر این دارند که این روند در حال رشد بوده و حالتی فراگیر در سطح کشور داشته و نتیجه آن برای آینده جوامع اروپایی و آمریکایی بسیار نگران کننده است.
متخصصان با مطالعات گسترده و علمی به رابطه بین نگاه بچه ها به فیلم های پورنو در اینترنت و مشکلاتی همچون انزواطلبی، افت عملکرد درسی و ایجاد مشکلات رفتاری همچون پرخاشگری و اعتیاد، دست یافتند.
از میان ده نوجوان، هفت نفر با افراد بزرگتر از خودشان به تماشای برنامه های پورنو در اینترنت می پردازند که در این میان نسبت پسرها کمی بیشتر از دختران است.
تحقیقات دیگر حاکی از این است که 15 درصد نوجوانان به والدین خود در رابطه با دسترسی خود به وب سایت های غیر اخلاقی دروغ می گویند.
اقدام دولت انگلستان مبنی بر فیلتر کردن سایت های غیر اخلاقی و اختیار استفاده از آنها به دست والدین، باعث ایجاد مشکلات زیادی بر دولت آمریکا شده و فشارهای زیادی را بر آن کشور وارد کرده است.
بر اساس یافته های مرکز پژوهش های اعتیاد استرالیا، افزایش دسترسی کودکان به تلفن های هوشمند و لب تاب ها باعث اعتیاد شمار زیادی از نوجوانان به برنامه های مبتذل شده است.
در ادامه رئیس مرکز مبارزه با اعتیاد گفت: "اعتیاد به برنامه های مبتذل به جایی رسیده که نوجوانان به راحتی و بدون هیچ گونه تنبیه انضباطی از سوی مدرسه، این فیلم ها را در کلاس درس نگاه کرده و حتی به هم کلاسی های خود ارسال می کنند.
"ناسان هاگ" دختر17 ساله که به فرقه "مورمون ها" پیوست به شبکه خبری "ای بی سی" می گوید: "من از سن 12 سالگی به برنامه های پورنو اعتیاد پیدا کردم و این برنامه ها در حقیقت تبدیل به یک بخش مهمی از زندگی من شده که بدون آن نمی توانم زندگی کنم.
این دختر در نهایت تحت کمک والدین و برنامه های مذهبی کلیسا قرار گرفته تا بتواند از این مشکل بزرگ رهایی یابد.
تحقیقات، حاکی از این است که بچه ها ده برابر بزرگترها در معرض اعتیاد به این برنامه ها قرار دارند و این اعتیاد آنها را به سمت کارهای جنایتکارانه سوق می دهد.
دیده شده برخی از کودکان معتاد به این برنامه ها کارت های اعتباری خانواده و دیگران را دزدیده و محصولات مبتذل از سایتهای غیر اخلاقی خریداری کرده اند.
تحقیقات نشان داد مرور مکرر تصورات جنسی در فرد باعث ایجاد روابط جنسی نامشروع خشن او با دیگران می شود.
بیشتر از دو سوم پسرها و دختران اولین برنامه مبتذل را در سنین کمتر از 18 سالگی تجربه کردند. آنها می گویند ما با دیدن این تصاویر متعجب و کاملا شوکه شدیم ولی با ادامه این روند، این برنامه ها برای ما لذت بخش شده و در نهایت به جایی رسیده که احساس می کنیم بدون آنها توان ادامه زندگی را نداریم.
در حدود نیمی از پسرها و یک سوم دختران اعتراف کرده اند که بعد از دیدن این برنامه ها احساس گناه و شرمندگی شدید کرده اند.
وزارت بهداشت آمریکا و انگلستان در صدد تهیه دارویی برای معالجه بیماران معتاد به برنامه های پورنو هستند.

 


  • آخرین ویرایش:-

در پی جسارت هتاکانه عامل دست آموز غربی به ساحت مقدس ائمه اطهار و پشتیبانی همه جانبه سایت های ضد انقلاب، دانشجویان مومن و انقلابی دانشگاه ملایر در تجمعی اعتراض آمیز اعلام انزجار خود را از این عمل شنیع اعلام داشتند. مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ در پی جسارت هتاکانه عامل دست آموز غربی به ساحت مقدس ائمه اطهار و پشتیبانی همه جانبه سایت های ضد انقلاب و غربی که در چند روز اخیر موجی از بی شرمی نسبت به شیعه و عقاید آن را به راه انداختند که با واکنش علمای اعلام و مراجع عظام نیز همراه شد؛ دانشجویان مومن و انقلابی دانشگاه ملایر اعم از برادران و خواهران شیعه و سنی در اقدامی وحدت بخش در دفاع از حریم اسلام و عقاید حقه آن به پاخواستند و در تجمعی اعتراض آمیز اعلام انزجار خود را از این عمل شنیع اعلام داشتند. امروز ساعت 12.30 دانشجویان دانشگاه ملایر در اقدامی هماهنگ با فراخوان عمومی از سوی تمامی کانون ها و تشکل های دانشجویی در مقابل ساختمان مرکزی این دانشگاه گرد هم آمدند تا با قرائت بیانیه و جمع آوری طوماری اعتراض آمیز انزجار خود را از این هتک حرمت اعلام دارند. این مراسم با سخنرانی پرشور جوانان انقلابی دانشگاه در دفاع از حریم ائمه طاهرین و حمایت از حکم مرجعیت معظم شیعه همراه شد. پس از سخنرانی های پرشور و انقلابی جوانان در این حرکت خود جوش حجت الاسلام ترکاشوند پیرامون اهداف، افراد و اشخاص پشت صحنه این گونه اعمال سخیف به روشنگری پرداختند. این تجمع اعتراض آمیز با قرائت بیانیه ای کوتاه ولی صریح و قاطع در حمایت از مرجعیت معزز شیعه و حریم کبریایی ائمه طاهرین همراه شد و این بیانیه به تایید و امضای دانشجویان این دانشگاه رسید.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  08:55 ب.ظ

گروهک تروریستی منافقین طی اعمال جنایتکارانه خود هیچ برگی از تقویم انقلاب اسلامی را از کشتار و خونریزی خالی نگذاشته است.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران ، 38 نفر از مردم بی گناه ایران در روز 27 اردیبهشت ماه طی سال های 1360 تا 1378 توسط گروهک تروریستی منافقین در ایران ترور شدند.

اسامی شهدا به شرح زیر است:

پیروت حمزه آقایی، تاریخ تولد:1312/01/04، تاریخ شهادت : 1363/02/27، محل ترور: پیرانشهر، گروه تروركننده: گروهك كوموله

سیف الله اسماعیلی، تاریخ شهادت :1365/02/27، محل ترور: پیرانشهر، گروه تروركننده: گروهک تروریستی منافقین

حسن بهفر، تاریخ تولد: 1342/12/28، تاریخ شهادت:1376/02/27، محل ترور: ارتفاعات چهار قل گناباد، گروه تروركننده: گروهک تروریستی منافقین

اسمعیل حسن زاده، تاریخ تولد:1334/07/01، تاریخ شهادت :1361/02/27، محل ترور: مهاباد، گروه تروركننده: گروهك كوموله

هود محمد صدوقی، تاریخ تولد :1325/11/18، تاریخ شهادت: 1362/02/27، محل ترور: پادگان مهاباد،گروه تروركننده : اشرار

مهدی برنجیان، تاریخ تولد:1338/01/01، تاریخ شهادت : 1368/02/27،محل ترور: اهواز، گروه تروركننده: گروهک تروریستی منافقین

لعل بخش آلبا، تاریخ تولد : 1318/09/12، تاریخ شهادت: 1360/02/27، محل ترور: سراوان، گروه تروركننده: گروهک تروریستی منافقین

خانباز نور محمدی تقی آبادی، تاریخ تولد :1306/06/03، تاریخ شهادت : 1362/02/27، محل ترور: مهاباد، گروه تروركننده : اشرار

سید مجتبی حسینی، تاریخ تولد: 1341/04/0، تاریخ شهادت :1360/02/27 محل ترور : میاندواب،گروه تروركننده : گروهك دموكرات

عزیز قادری، تاریخ تولد: 1348/03/02، تاریخ شهادت: 1372/02/27،گروه تروركننده : اشرار

خضر حسین پور، تاریخ تولد : 1333/12/01، تاریخ شهادت: 1360/02/27،محل ترور: زندان دلتو پیرانشهر،گروه تروركننده : اشرار

احمد صفایی، تاریخ تولد: 1316/12/09، تاریخ شهادت : 1363/02/27،محل ترور: مریوان، گروه تروركننده : گروهك كوموله

حسن راوش، تاریخ تولد: 1346/02/01، تاریخ شهادت : 1366/02/27،محل ترور: مریوان، گروه تروركننده : گروهك دموكرات

فریدون نجفی، تاریخ تولد: 1338/02/05، تاریخ شهادت : 1359/02/27، محل ترور: سنندج، گروه تروركننده: گروهك دموكرات

مهدی برنجیان، تاریخ تولد: 1338/01/01 وی سرباز بود. تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت68،  گروه تروکننده:عناصر تروریست

محمد آخوندی، تاریخ تولد: 1336/04/22 27، تاریخ شهادت: اردیبهشت62 ، گروه ترورکننده:عناصر تروریست

سیدحسین حسینی، تاریخ تولد: 1344/06/15.تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده:عناصر تروریست

قربانعلی حسین پورنیازی، تاریخ تولد: 1323/09/18، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت61 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

سیدمحمد حسینی، تاریخ تولد: 1339/08/05 ، تاریخ شهادت:27 اردیبهشت62 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

خضر حسین پور، تاریخ تولد:1333/12/01، تاریخ شهادت:27 اردیبهشت60 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

سیدمجتبی حسینی، تاریخ تولد: 1341/04/03 ، تاریخ شهادت:27 اردیبهشت60 ، گروه ترور کننده:عناصر تروریست

محمد آخوندی، تاریخ تولد: 1336/04/22، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت62، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

ولی جهانگیرزاده، تاریخ تولد: 1325/02/02 ، تاریخ شهادت:27 اردیبهشت61 گروه ترور کننده: عناصر تروریست

حسین حاجی مبینی، تاریخ تولد: 1340/05/01.وی سرباز بود، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت60 ، گروه ترور کننده:عناصر تروریست

محمود حجتی، تاریخ تولد: 1345/04/26 ، تاریخ شهادت: 27اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

سیدعلی حدیفی، تاریخ تولد: 1338/00/00 ،تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت66 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

میرعادل توارا تاریخ تولد: 1339/07/25.وی سرباز بود،  تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت59 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

هوشنگ تهرانی زاده، تاریخ تولد: 1339/06/10، وی سرباز بود. تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت60، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

عبدالرسول جان نثاری لادانی،  تاریخ تولد: 1343/04/20، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت62، گروه ترور کننده:عناصر تروریست

عبدالحسین جعفری، تاریخ تولد: 1348/08/24 ،تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

محمود پورمهدی ،تاریخ تولد: 1342/08/24 ،تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت62 ،گروه ترور کننده: عناصر تروریست

ماشااله پینه دوزی ، تاریخ تولد: 1356/03/15 ، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

عزت برضایی ، تاریخ تولد: 1317/01/01 ،  27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

رضا بهبودی ، تاریخ تولد: 1343/10/15 ، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

حمید تشكری ، تاریخ تولد: 1342، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت61 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

احمد ایزدی ، تاریخ تولد: 1344/01/14 ، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

محمود احمدی نژاد ، تاریخ تولد: 1343/04/14 ، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت61 ، گروه ترور کننده: عناصر تروریست

محمود حجتی ،تاریخ تولد: 1345/04/26 ، تاریخ شهادت: 27 اردیبهشت63 ، گروه ترور کننده:عناصر تروریست


  • آخرین ویرایش:-


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  08:47 ب.ظ

 

سید کاظم موسوی پژوهشگر فرق مذهبی با اشاره به شکایت اخیر یک دختر از پدر بهاییش پرده از حکم ازدواج با محارم در آیین بهاییت برداشته و می نویسد: در آموزه های بهائیت روحی متضاد و ناسازگار با تعالیم انسانی وجود دارد و سران تشکیلات علی رغم اینکه سعی دارند خلاف آن را ثابت کنند دیده می شود که احکامی از سوی تشکیلات به افراد القاء کرده و می کنند که ضدیت با روح انسانیت دارد.

به گزارش بولتن وی می نویسد: چندی پیش خبری در رسانه ها منعکس شد مبنی بر اینکه فردی بهائی با یکی از محارم خویش زنا نموده، برای اینکه مشخص شود شخص خاطی با چه انگیزه و زمینه هایی اقدام به چنین عمل شنیع نموده است لازم است که با مبانی آموزه های بهائیت در امر ازدواج آشنا گردیم .

در دستورات تشکیلات بهائیت، ازدواج واجب بوده و هدف عمده آن بقای نسل است که میرزا حسینعلی (موسس فرقه بهائیت) در کتاب اقدس به آن اشاره دارد ، و یا در یکی از دستورات تشکیلاتی که از سوی اسرائیل بر بهائیان وارد شده است چنین آمده است :« امر بهائی به اهمیت روابط جنسی واقف است و ازدواج های بی بند و بار بدون اولاد و نتیجه را محکوم می کند .» ( آهنگ بدیع مهر و آبان 1352ص 7)

از آنجایی که در این آموزه ها هدف اصلی ازدواج ازدیاد نفوس و گسترش جمعیت به هر شکل ممکن می باشد این گونه اقدامات در جامعه بهائی محال نمی باشد . از آنجایی که این فرقه یک فرقه تشکیلاتی است و در درون خود دارای محاکم حقوقی می باشد احتمال درز خبر آن در رسانه ها کمتر اتفاق می افتد. طبق دستور بیت العدل در مورخ 3 آپریل 2007 ارجاع اختلافات احباء به مراجع دولتی (قضائی) نهی و مخالف مصالح تشکیلات قلم داد شده است و حل اختلافات را بعهده تشکیلات گذارده است و آنها نیز اظهار امیدواری کرده اند که رسیدگی به اختلافات به گونه ای باشد که نیازی به مراجعه به محاکم دولتی پیش نیاید به هرحال این باعث نمی شود که اجرای قوانینی که حتی انسان های نخستین از آن روی گردان بوده اند و از سوی برخی ازبهائیان به مورد اجرا گزارده می شود هر از چند گاه به گوش جامعه نرسد .
در پیام 15 ژانویه 1981 بیت العدل چنین آمده است :" شما راجع به محدودیت های حاکم بر ازدواج با اقارب ، سوای موردی که ازدواج با زن پدر را ممنوع می سازد ، سوال کرده اید بیت العدل همچنین خواسته اند به اطلاع شما برسانیم که آن معهد اعلی، هنوز موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب ، مقتضی نمی داند بنابر این در حال حاضر تصمیم گیری در این مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده"

برای نمونه می توان به دستور ازدواج با اقارب را که در کتاب حدود و احکام به صراحت آمده اشاره نمود ؛ در آنجا است که این امر را تا رسیدن به نتیجه که همانا قوت گرفتن از نظر تعداد جمعیت بلا مانع دانسته است .
در آموزه های بهائیت تنها زن پدر است که محرم شناخته شده و بهائیان حق ازدواج با او را ندارند و مابقی مانند دختران، خواهران، خاله ها، عمه ها و ........ برای ازدواج و رابطه جنسی حلالند!

در رساله سوال و جواب ، سوال 50 در مورد حرمت ازدواج با اقارب سوال شده که میرزا حسینعلی در جوابش چنین گفته :" این امور به امنای بیت العدل راجع است ".

که در پی آن ، در پیام 15 ژانویه 1981 بیت العدل چنین آمده است :" شما راجع به محدودیت های حاکم بر ازدواج با اقارب ، سوای موردی که ازدواج با زن پدر را ممنوع می سازد ، سوال کرده اید بیت العدل همچنین خواسته اند به اطلاع شما برسانیم که آن معهد اعلی، هنوز موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب ، مقتضی نمی داند بنابر این در حال حاضر تصمیم گیری در این مورد بعهده خود نفوس مومنه محول شده" .

محول کردن این حکم به جامعه بهائی در واقع تائید ویک نوع مسکوت گذاشتن حکم است که نشان می دهد مفهوم حکم قطعی در آموزه های بهائی با اصول انسانی در تعارض است. در هیچ جامعه ای چنین مرسوم نبوده که امور به این مهمی به مردم تفویض شود .

متاسفانه شاهدیم که امروزه خانواده بهائی با چنین قوانینی در معرض آسیب ها و نا امنی های بسیارجدی قرار دارد بطوری که اشخاص بهائی در کانون خانواده به جای تجربه مفاهیم مثبتی چون محبت، همدلی، ایثار و... ، خشونت جنسی را توسط نزدیکان واعضای خانواده تجربه می کنند . حال این سوال در ذهن هر انسان آزاده ای متصور می شود که در آموزه های بهائیت حق انسانی زنی که مورد تجاوزخویشان نزدیک خود قرار گرفته و می گیرد چه می شود ؟ اگر هم به دستورات بیت العدل توجه نماید و به سران تشکیلات مراجعه کند حیثیت بر باد رفته را چگونه می تواند بدست آورد ؟ آیا به این حساب می توان به عدالت، حقیقت و یا انسانیت رسید ؟ آیا سران تشکیلات با توجه به ورود به قرن بیست ویکم وگسترش دانش بشر در حوزه پزشکی باز هم نیازمند گذر زمان است تا بتواند به یک نتیجه معقول برسد ؟

این دیگر بر می گردد به نتایجی که افراد بهائی که بدون تعصب ، به قوانین ساختگی سران تشکیلات توجه نمایند و خود به پوچ بودن این سازمان جهنمی و شیطانی برسند.


  • آخرین ویرایش:-

 
صدای آمریکا: «روزنامه وال استریت ژورنال در شماره اخیر خود، خبر از احتمال حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا داده است.»

 مرصاد به نقل از جام نیوز، شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) به نقل از وال استریت ژورنال گزارش داد: این روزنامه در شماره اخیر خود، خبر از احتمال حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا داده است.
به گزارش این روزنامه، تصمیم هنوز نهایی نیست اما ادامه همکاری سازمان مجاهدین در تخلیه اردوگاه اشرف در عراق می تواند تاثیر مثبت بر نظر آمریکا در مورد حذف نام گروه داشته باشد.
گیتا آرین گزارشگر صدای آمریکا درباره همین مطلب افزود: «خانم هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه ایالات متحده در بهمن ماه گذشته در جلسه با کنگره گفته بود که: «همراهی مجاهدین در تخلیه اردوگاه اشرف می تواند در حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از فهرست سازمان های تروریستی آمریکا تاثیر داشته باشد.» به هر حال حتی این مقامی که با روزنامه وال استریت ژورنال مصاحبه کرده نیز گفته است: «تنها این معیار نیست بلکه بالاخره اطلاعاتی که در مورد عملیات های تروریستی گروه در اختیار آمریکا است آن هم مد نظر خواهد بود.»
آرین در ادامه می افزاید: «به هر حال، سیاست هم در این مسئله بی تاثیر نیست. خانم کلینتون آن حرف را زده اما این که به آن عمل کند یا نه مشخص نیست. این مقام مسئول که با وال استریت ژورنال مصاحبه کرده هم اعلام کرده است: «در سیاست هیچ چیز را نمی شود پیش بینی کرد.» 


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  02:07 ب.ظ

سناریویی اسرائیلی- عربی با بازیگری منافقین؛ ادعاهایی که این روزها در مورد برنامه هسته‌ای ایران از سوی برخی رسانه‌ها منتشر می‌شود، در واقع سناریویی است که رژیم صهیونیستی آن را طراحی کرده، پوشش آن را رسانه‌های عربی دارند و گروهک منافقین در آن بازیگری می‌کند.

خبرگزاری فارس: سناریویی اسرائیلی- عربی با بازیگری منافقین؛ فعالیت ایران برای ساخت بمب هسته‌ای

مرصاد به نقل از فارس، مدتی پیش"العربیه" اخباری منتشر کرد مبنی بر اینکه گروهک منافقین در یک گزارش 6 صفحه‌ای اعلام کرده‌اند که حدود 60 دانشمند و مهندس برای پژوهش در زمینه ساخت سلاح اتمی در 11 آژانس تحت نظر وزارت دفاع به صورت سری فعالیت می‌کنند.

این گزارش، تصاویری برای توضیح ارائه و ادعا کرده که این چارت فرماندهی مخفی و اسامی دانشمندان و مهندسان شرکت کننده در این برنامه است که از منابع دولتی و ارتش ایران به دست آمده است.

ادعایی که از سوی غربی‌ها هم رد شد

این خبر که توسط خبرگزاری رویترز نیز منتشر شد واکنش‌های متفاوت، اما غالباً منفی را در بین شخصیت‌ها و دولت‌ها و مقامات آگاه غربی برانگیخته است.

این خبرگزاری نوشت: سازمان مجاهدین خلق پس از افشای تأسیسات نطنز در سال 2002 کارنامه چندان روشنی نداشته‌ است.

رویترز ضمن اشاره به همزمانی انتشار این گزارش با نشست 5+1 با ایران در عراق نوشت: به نظر می‌رسد زمان انتشار این گزارش برای تحت تأثیر قرار دادن مذاکرات ایران و آژانس در روز دوشنبه و سه‌شنبه و گفت‌وگوهای سوم خرداد در بغداد انتخاب شده باشد.

رویترز در ادامه با اشاره به برآوردهای آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص مردود دانستن فعالیت‌های ایران برای دستیابی به بمب اتم یادآور شد: این گزارش همچنین با برآورد اسرائیل و آمریکا در تضاد است که گفته‌اند ایران هنوز تصمیمی برای ساخت بمب اتم نگرفته است.

دیوید آلبرایت، بنیانگذار مؤسسه دانش و امنیت بین‌الملل که فعالیت‌های هسته‌ای ایران را دنبال می‌کند نیز با توجه به سابقه سازمان در امر انتشار خبرهای کذب و جعلی و رویکردهای تبلیغاتی و بی پایه سازمان منافقین علیه ایران گفت: ما باید بسیار با شک و تردید با آنچه آنها می‌گویند برخورد کنیم.

پروژه‌ای که منافقین و العربیه کلید زدند

این خبر از سوی "سازمان منافقین" اعلام و از سوی رسانه‌هایی مانند "العربیه" منتشر شد، که در قبال گفت‌وگوهای استانبول واکنش‌های یکسان(منفی و منفعل) داشتند.

در آن ایام به طور طبیعی رژیم صهیونیستی از این مذاکرات نسبتاً موفق استقبالی نکرده و مقامات این رژیم واکنش‌های منفی در قبال آ‌ن اتخاذ کرد. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم نسبت به زمان برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و گروه 5 +1، ابراز ناخشنودی کرد.

نتانیاهو در جریان نشستی با جوزف لیبرمن، از سناتورهای آمریکایی، گفت: تصور اولیه من این است که به ایران یک جایزه داده‌اید. به این کشور پنج هفته وقت داده‌اید تا بدون هرگونه محدودیتی به غنی سازی اورانیوم ادامه دهد.

همین موضع گیری منفی و خشم مقامات صهیونیستی خود نشانگر موفقیت نسبی جمهوری اسلامی ایران در این دور از مذاکرات بود.

رژیم صهیونیستی بیش از همه نگران توافقات ایران و غرب است

موضع کشورهای عربی خاورمیانه که در رسانه‌های آنها بازتاب یافت، گویای یک واقعیت تاریخی است. در قالب این کشورها و خبرگزاری‌های آنها تلاش شد تا به این مذاکرات چندان پرداخته نشود، به شکلی گذرا از آن عبور شود و حتی برخلاف جریان مذاکرات در مورد موفقیت آن ایجاد شک و تردید شود.

حالا نیز در ادامه همان روند طی شده که بحرانی جلوه دادن برنامه هسته‌ای ایران و لزوم بسیج عمومی برای مقابله با آن بود، این فضا سازی‌ها صورت می‌گیرد.

باید گفت که رژیم صهیونیستی بیش از همه نگران توافقات ایران و کشورهای غربی در مورد برنامه هسته‌ای و نزدیکی آنها با یکدیگر است.

چرا منافقین افشا کننده هستند

نقش منافقین در 30 سال گذشته در مبارزه با ایران روند نزولی را طی کرده است، به طوریکه از یک دشمن سخت در مقابله با جمهوری اسلامی (در ایام مبارزه مسلحانه در داخل و همچنین کمک به رژیم صدام در جنگ تحمیلی) به یک گروه منفعل تبدیل شده که هر از چندگاهی با ادعاهایی که دروغ و راست در آن مخلوط شده حضور مجدد خود را اعلام می‌کند.

بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ادعاهایی که از سوی گروهک منافقین منتشر می‌شود، در واقع اطلاعاتی است که سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نظیر موساد به این سازمان داده تا منافقین این اطلاعات را اعلام کنند.

این امر به 2 دلیل صورت می‌گیرد؛ اول اینکه منافقین از سوی افکار عمومی به فراموشی سپرده نشده و همچنان به عنوان یک اهرم فشار در مقابل ایران به کار گرفته شوند و دوم اینکه افشای این اطلاعات از سوی منافقین که سابقه جاسوسی و اعمال خرابکاری در ایران دارند بسیار باور پذیرتر است از رژیم صهیونیستی که در دشمنی این رژیم و جمهوری اسلامی هیچ کشوری تردید ندارد.

انتشار این خبر را باید محصول یک پروژه صهیونیستی - عربی خواند که از سوی منافقین اجرایی می‌شود تا مذاکرات وین و پس از آن بغداد را تحت تاثیر قرار دهد. مذاکراتی که می‌تواند نقطه عطفی در روند برنامه هسته‌ای ایران، تحریم‌های اعمال شده علیه کشورمان و همچنین روابط بین ایران و غرب باشد که هیچیک از این موارد خوشایند رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای عربی منطقه و گروهک تروریستی منافقین نیست.


  • آخرین ویرایش:-

 
مجری شبکه کانال جدید با ذوق زدگی و حمایت از اقدام وقیحانه ی اخیر شاهین نجفی، از همه ی مردم خواست که به اسلام و ائمه توهین کنند.

مرصاد به نقل از جام نیوز، "اصغر کریمی" مجری شبکه کانال جدید (KurdishBroadcastingChannel) در روز دوشنبه 25اردیبهشت (15.may) با ذوق زدگی و حمایت از اقدام وقیحانه ی اخیر شاهین نجفی، از همه ی مردم خواست که به اسلام و ائمه توهین کنند.
وی در سخنانی تعجب برانگیز گفت: «آیا مردم حق ندارند هرچه از دهنشان در می آید به این ایدئولوژی(اسلام) و پیغمبران و امامان آنها بگویند؟ اگر چیزی نگویند اشتباه است. نمی شود بدون حمله به ایدئولوژی و تفکر و مرام این حکومت، آن را سرنگون کرد. مردم باید حمله بکنند. اگر می خواهند نجات پیدا بکنند باید تعرض بکنند. اگر تعرض نکنند یعنی تسلیم شدند.»
"کریمی" همچنین در بخش دیگری از سخنانش گفت: «این که می گویند شاهین نجفی به عقائد اکثر ملت ایران توهین کرده است، اشتباه است.چون اکثر مردم ایران مسلمان نیستند.»


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  02:01 ب.ظ

 
هفته نامه 'الیوم السابع' مصر که یکی از سرشناس ترین نشریه های این کشور به شمار می رود، در جدید ترین شماره خود گاف عجیبی درباره آیت الله منتظری داد.

مرصاد به نقل از جام نیوز، هفته نامه مصری "الیوم السابع"( youm7)که یکی از سرشناس ترین نشریه های این کشور به شمار می رود، در جدید ترین شماره خود گاف عجیبی درباره آیت الله منتظری داد.
این هفته نامه در شماره اخیر خود، خبری در مورد دیدار آیت الله سید "حسین صدر" از مراجع حال حاضر عراق که در شهر کاظمین اقامت دارد، منتشر کرد اما در این خبر به جای عکس آیت الله صدر، از عکس آیت الله شیخ "حسینعلی منتظری" استفاده کرد.
گفتنی است در این خبر آمده بود: «آیت الله سید "حسین صدر" از مراجع تقلید عراق، "محمد عبدالمجید" سر کنسول مصر در بغداد را به دیدار پذیرفت.320/
 


  • آخرین ویرایش:-

گسترش روز افزون فراگیری دین مبین اسلام در كشورهای غربی سبب شد تا لایه های مخفی و پوششی دین ستیز در جوامع غربی و بالاخص دوایر دولتی به فكر سد زدن در برابر موج عظیم اسلام خواهی بر آیند و به همین خاطر بود كه سفارت آلمان در تهران شروع كار را از كلاسهای توجیهی و فضای مجازی كلید زد.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران ؛ اواسط دهه 80 فردی با نام آرش هنرور شجاعی كه بعدها به آرش بی خدا معروف شد ماموریت خود را ابتدا در سفارت آلمان در تهران و سپس فضای مجازی آغاز كرد.
آرش بی خدا كه كودكی و نوجوانی خود را در آلمان گذرانده و دوباره به ایران بازگشته بود به عنوان حلقه اتصال جریان ضد اسلام شاخه دین گریز آلمان و بازوهای اجرایی تبلیغات ضد اسلامی در تهران انتخاب می شود تا طرح اسلام ستیزی و اسلام گریزی در محل سفارت آلمان در تهران كلید بخورد.
آرش بی خدا به عنوان مدرس فعالیت خود را در سفارت آلمان و برای افراد متقاضی مهاجرت به این كشور آغاز می كند تا گام به گام و مرحله به مرحله حوزه فعالیت او گسترده تر شود.آرش بی خدا با حمایت مالی و پشتیبانی فنی عناصری ناشناس سایتی را راه اندازی می كند و تبلیغات ضد اسلامی خود را از سفارت آلمان در خیابان فردوسی به سطح فضای مجازی می برد.
همزمان با اجرای طرح پروژه اسلام ستیزی در سفارت آلمان و در سطح فضای مجازی گروه های ضد دین كه خوراك فكری خود را از آن سوی مرزهای ایران اسلامی می گرفتند وارد تشكیلات حزبی و ساختاری دفتر تحكیم وحدت شدند.در همان اوقات بود كه فردی با نام شاهین نجفی در قالب یك عنصر خنثی اما كاملا هدف دار فعالیت خود را در كنار افرادی همچون امیر عباس فخرآور اما در حوزه تخصصی خود آغاز كرد.شاهین نجفی عمدتا در تشكیلات ساختاری حزب مشاركت نمی كرد اما نقشی فعال در قالب یك عنصر پوششی داشت.
شاهین نجفی در 6 سالگی پدر خود را از دست داد و در زمان نوجوانی هم به دلیل اعتیاد برادرش ضربات روحی شدیدی متحمل شد تا راه را هم گم كند.در جریان فعالیت در دفتر تحكیم وحدت بود كه این عنصر خود فروخته با دنیای موسیقی آشنا و یك گروه موسیقی زیر زمینی تشكیل داد.هنجار شكنی های این فرد سبب شد تا بعد از مدتی ممنوع الصدا شود و فعالیت او در شاخه موسیقی به حالت تعلیق در بیاید.
البته شاهین نجفی از ابتدا هم فردی هنجار شكن بود و بارها به همین خاطر در محیط جامعه و دانشگاه توبیخ شد تا اینكه به خاطر فعالیت های ضد ارزشی از دانشگاه هم اخراج شد.
اخراج از دانشگاه و روحیه ضد ارزشی او سبب شد تا عوامل شناسایی افراد مستعد در مبارزات ضد اسلامی مستقر در سفارت آلمان او را كیس مناسبی برای اجرای اهداف خود تشخیص دهند و پس از آن بود كه شاهین نجفی به عنوان یك استعداد بالقوه ضد دین به آلمان سفر كرد.
شاهین نجفی حالا در آلمان فعالیت های ضد اسلامی و اعتقادی محول شده به خود را رسمیت می بخشد و در مصاحبه با رادیو فردا عنوان می كند كه "یك خدا ناباور است".
گرایشات ضد دینی و در حقیقت ضد اسلامی خواننده موهن كه با تفكرات القایی ماركسیستی هم در آمیخته بود باعث شد تا گروهی به نام "تپش 2012" در آلمان شكل بگیرد.استفاده از سبك موسیقی خشن و به كار بردن كلید واژه های مبتذل و مستهجن در متون آهنگ شاهین نجفی و عقده های درونی او سبب شد تا از این گروه در اواخر سال 2009 جدا شود.
با شعله ور شدن آتش فتنه 88 شاهین نجفی به عنوان یار كمكی به تیم فتنه گران ملحق شد و این آغازی بر دور جدید فعالیت های ضد انقلابی او شد.
گروه های ضد انقلاب كه در آن زمان با تمام بضاعت و امكانات وارد میدان جنگ با جمهوری اسلامی ایران شده بودند گروهی به نام "آنتی كاریزما" را تشكیل دادند و شاهین نجفی سردسته گروه موسیقی نوظهور فتنه شد.ایجاد فضای شایعه و تهمت با طرح قتل ندا آقا سلطان و تجاوز به زندانیان در كنار حمله به ارکان اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی از جمله ولایت فقیه و قانون اساسی در دستور كار گروه موسیقیایی فتنه قرار می گیرد.حرمت شكنی عاشورای 88 كه با پاسخ قاطع ایرانیان متعصب به ائمه اطهار مواجه شد فاز حملات ضد انقلاب را به سمت توهین و ناسزا تغییر داد.
ارتباط حلقه از هم گسسته ضد انقلاب كه بعد از حماسه 9 دی سرخورده و درمانده شده بود موجب جبهه گیری شاهین نجفی در برابر برخی از حلقه های رقیب در جریان ضد انقلاب شد به طوری که در دعوای "امیر فخرآور " خود صهیونیست خوانده و "احمد باطبی" و "محسن سازگارا" از لابی کنندگان مرتبط با مجلس و سازمان اطلاعاتی امریکا سیا، "شاهین نجفی" طرف سازگارا و باطبی و دیگر اعضای این حلقه را می گیرد.
از دیگر اعضای این حلقه مجتبی واحدی ، علیرضا نوری زاده ، علی افشاری ، فاطمه حقیقت جو، امیر حسین گنج بخش ، فریبا داوودی مهاجر، اکبر عطری و داریوش اقبالی بودند .
با همه این اوصاف و دعواهای بی پایان ضد انقلاب در اعمال سیاست های نخ نمای خود علیه جمهوری اسلامی ایران حالا ضد انقلاب با یك چالش دیگر مواجه می شود.
چند روز پیش بود كه آهنگی سراسر موهن از سوی شاهین نجفی در سطح فضای مجازی پخش می شود ، آهنگی كه احساسات مسلمانان و شیعیان و عاشقان اهل بیت (ع) را بر می انگیزد.حالا جریان ورشكسته فتنه كه در زمین سیاسی شكست سختی خورده است زمین بازی را عوض كرده و سعی دارد با فضا سازی رسانه ای با اقدام توهین آمیز كالبد بی جان فتنه را جان دوباره ای ببخشد.
"سازمان ناتوی فرهنگی" با دستور به عمله های رسانه ای چون بی بی سی ، رادیو فردا ، رادیو اسرائیل و رسانه های مرتبط با سازمان مجاهدین ( منافقین ) سعی نمود به این پروژه وسعت و نفوذ بیشتری دهد .
شاهین نجفی در مصاحبه با شبکه دولتی بی بی سی فارسی با اعتراف ضمنی به ماموریتی که بر عهده اش گذاشته اند ،توهین به مقدسات را رسالت خود دانسته و با وقاحت تمام گفت: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعات آن فکر نمی کنم و فقط رسالت خود را انجام می دهم !» شبکه بی بی سی فارسی با حمایت رسانه ای و تبلیغ برای این عنصر هتاک در اقدامی دیگر به تخریب علمای شیعه پرداخته و مقابله با حکم ارتداد را که پس از جریحه دار شدن احساسات میلیونها مسلمان و فتوای مراجع و علمای دینی اتفاق افتاد ، در دستور کار خود قرار می دهد .بی بی سی در حالیكه همه دنیا می دانند شاهین نجفی در آلمان زندگی می كند می گوید به دلایل پوششی نمی توانند محل اقامت و مصاحبه را بگویند.
صدای امریکا اما در برنامه ای با حمایت از این خواننده مرتد، ادعا می کند که شاهین نجفی قصد توهین به باور های دینی را نداشته است!
رادیو اسرائیل نیز پس از پوشش مکرر اثر ضد دینی شاهین نجفی ،ضمن حمایت گسترده از حرکت توهین آمیز این خواننده نسبت به مقدسات شیعه، صدور حکم ارتداد وی توسط مراجع تقلید را حرکتی افراطی می خواند و از انتقال وی به محلی نا معلوم در غرب آلمان خبر می دهد.
این در حالی است که "منوشه امیر" یهودی صهیونیست فعال نیز که ظاهرا از حرکت ضد اسلامی شاهین نجفی، خواننده شیطان پرست مقیم آلمان بسیار خشنود شده ، آمادگی خود را برای پذیرایی گسترده از وی در "اورشلیم" اعلام می کند.
اما در مقابل نیز محافل آلوده به نفاق و سرویس های اطلاعاتی نظیر شورای هماهنگی سبز (شامل مشاركتی ها، گروهك تروریستی منافقین و نهضت آزادی) و رسانه های آنها (كلمه، جرس، سحام نیوز، ندای سبز آزادی، رسا و...) در قبال هتاكی اخیر این ترانه خوان مبتذل، نه تنها حاضر نشدند در دفاع از مقدسات اسلامی كه در ابتدا با نقاب آن، فتنه و آشوب سال 88 را كلید زدند، كمترین سخنی بر زبان جاری سازند بلكه از او دفاع نیز كردند.

پایگاه اینترنتی اخبار روز- وابسته به طیفی از گروهك های لائیك مقیم آلمان- دیروز فاش كرد طیف هایی از اصلاح طلبان و گردانندگان سایت های جرس و كلمه به اپوزیسیون پیغام داده اند : ماجرای ترانه شاهین نجفی را مدیریت كنید!
پروژه ضدیت با دین و توهین به مقدسات در حالی که بازهم با نادیده گرفتن حقیقت ایمان و فطرت پاک ایرانیان مسلمان و با این سطح وسیع پوشش خبری رسانه های تحت امر سازمان ناتوی فرهنگی سعی می شود تا ضریب نفوذ بیشتری پیدا کند اما با عکس العمل مردم و بالفعل شدن نیروی جدیدی از بدنه اجتماعی نیروهای مومن به انقلاب و كشور مواجه شده است و ضد انقلاب را بار دیگر بهت زده و فلج كرده است.
لایه های مختلف اجتماعی و فرهنگی ایرانیان از جمله بدنه هنرمندان و خوانندگان و فعالین فضای مجازی با حضور در شبکه های اجتماعی واکنش های تند و بجایی را در این خصوص به نمایش گذاشته اند. تولید شعر و موسیقی و محتوای تصویری و متنی در پاسخ به این هتک حرمت در شبکه های اجتماعی چنان حجم گسترده ای دارد که نمی توان همه آن را در این مجال کوتاه گنجاند .
و این حقیقت کلام الهی را باردیگر به جلوه در آمد که : و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین.


  • آخرین ویرایش:-

 
عبدالله مهتدی در جلسه کنفرانس "واشنگتن" در پاسخ به اعتراض حاضرین در جلسه، هر گونه ارتباط با موساد، برای ترور دانشمندان هسته ای ایران را رد کرد و گفت: این گروه هیچ نقشی در رابطه با ترور دانشمندان هسته ای ایران نداشته و با موساد در این زمینه همکاری نکرده است...
مرصاد به نقل از بولتن نیوز: سرانجام پس از اطلاع رسانی های قبلی و تبلیغات فراوان از سوی عبدالله مهتدی سرکرده کومله، کنفرانس اپوزیسیون مخالف جمهوری اسلامی 28فروردین ماه در 'ژرمن تاون' مِریلند در حومه شهر واشنگتن ایالات متحده آمریکا، با حضور نزدیک به شصت چهره شاخص سیاسی و اپوزیسیون مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران، برگزار شد.

در ابتدای این کنفرانس که بعنوان "بحران کنونی و امید به دمکراسی در ایران" نام گرفته بود، مطالبی در خصوص تاریخ پیدایش گروهک تروریستی کومله و چگونگی شرکت در جنگ با جمهوری اسلامی و مردم کردستان ایران ارائه شد. و "فرامرز رفیعی" بعنوان مسئول سمینار نیز سخنان کوتاهی را در خصوص زندگی نامه به اصطلاح مبارزاتی! عبدالله مهتدی در طول بیش از چهار دهه گذشته ارائه کرد و به بیان شخصیت مهتدی از کودکی تا حال پرداخت تا نوبت به سخنرانی سرکرده کومله برسد.



خاطر نشان می شود، دو ماه پیش در کنفرانسی مشابه، در استکهلم پایتخت کشور سوئد که توسط اپوزیسیون مخالف برگزار شد، هدف کنفرانس واشنگتن را بحث و تبادل نظر پیرامون اوضاع کنونی ایران و گذار بر دموکراسی از نوع آمریکایی آن تعیین کردند.

مهتدی در آغاز سخنانش بر تداوم بیش از سه دهه فعالیت مسلحانه علیه جمهوری اسلامی تاکید کرد و در ارتباط با بحران های داخلی گروهک کومله و انشعاب های پی در پی در این گروهک گفت:  این مشکل به دلیل  نبود یک برنامه متفکرانه و عاقلانه به وجود آمده و راهکار آن نیز فدرالیزم و سکولاریزم است.

در بخش دوم سمینار، شرکت کنندگان سوال های متعددی را در زمینه های مختلف مطرح کردند که مهمترین محوری که باعث شد چند دقیقه ای جلسه متشنج شود، شایعه ارتباط گروهک کومله با سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در رابطه با ترور دانشمندان هسته ای ایران، بود.

مهتدی در پاسخ به اعتراض حاضرین جلسه، هر گونه ارتباط با موساد، برای ترور دانشمندان هسته ای ایران را  را تکذیب کرد و گفت: این گروه هیچ نقشی در رابطه با ترور دانشمندان هسته ای نداشته و با موساد در این زمینه همکاری نکرده است.



سرکرده گروهک تروریستی کومله بعد از حدود دو هفته  حضور در واشنگتن و دیدار با تعدادی از مسئولین آمریکایی، با بخش کردی صدای آمریکا مصاحبه ای کرد و به سفر خود پایان داد.

مهتدی در این مصاحبه هدفش از حضور در آمریکا را علاوه بر شرکت در چند کنفرانس اپوزیسیون ایرانی، تعیین و افتتاح مکان دفتر نمایندگی کومله و برقراری ارتباط با سیاستمداران آمریکایی اعلام کرد


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:52 ب.ظ

یکی از شخصیت های علمی_سیاسی پرسابقه که مدتی با خبرگزاری ایسنا همکاری داشته به خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران، مطالب جالبی درباره ابوالفضل فاتح اظهار داشته در واقع این یادداشت اظهارات شخصی درباره ماجرای فردی است که در عین حال که پول رفتن به عربستانش را از نوری زاده عضو MI6 می گیرد و عضو ستاد ضد ایرانی فتنه در خارج کشور است و با کثیف ترین لابی های فتنه در لندن ارتباط نزدیک دارد همزمان می خواهد در داخل کشور و افراد نزدیک به جمهوری اسلامی نیز کانال و پایگاه داشته باشد.

مرصاد به نقل از باشگاه خبرنگاران ؛ ابوالفضل فاتح زمانی که مدیرعامل خبرگزاری ایسنا بود نیز به همین شکل منافق گونه عمل می کرد، ایسنا در زمان او شده بود تریبون ثابت علی افشاری، اکبر عطری، فاطمه حقیقت جو، موسوی خوئینی و ... بسیاری دیگر از ضد انقلاب های خارج نشین فعلی. ایسنا در دوران مدیریت فاتح در عین حال که خود را تریبون نظام معرفی می کرد در یک هفته 18 بار با رجبعلی مزروعی ضد انقلاب خارج نشین فعلی مصاحبه کرد و مواضع او علیه نظام را که آنروزها در لفافه نفاق گونه صورت می گرفت منعکس می کرد، دستورالعمل به خبرنگاران ایسنا آن روزها این بود برای تبیین اظهارات رضا خاتمی و اعضای حزب مشارکت مصاحبه هایی متعدد تولید کنید.
او در دوران فتنه سال 88از لندن به تهران آمد و در ستاد فتنه نقش لیدر داشت و در تحریک و ارائه اطلاعات و اخبار غلط به یکی از سران فتنه که سالها از سیاست به دور بود و درحال تلاش برای شناخت فضای سیاسی کشور بود نقش پررنگ و برجسته ایفا کرد، او پس از شکست خوردن کودتای نرم دشمن بار دیگر به صورت قابل تأملی به لندن بازگشت و بلافاصله عضو ستاد خارجی فتنه در لندن شد. او حتی خودش را به آل سعود نیز فروخت و برای اقدام ضد ایرانی در جریان مراسم حج دو سال پیش با همکاری آل سعود و البته به همراه علیرضا نوری زاده و پول او به عربستان رفت تا در این پروژه مشترک عربی- غربی ضد ایرانی نیز سهمی داشته باشد، او اکنون در لندن با کثیف ترین شبکه های ضد انقلاب و ضد دین ارتباط نزدیک پیدا کرد.
فاتح در لندن خود را در میان سرویس های اطلاعات غربی و ضد انقلاب محور، سرپل و خط دهنده به رسانه های اصلاح طلب داخل کشور و مرجع آنان معرفی می نماید.
یكی از نزدیکان فاتح گفته بود: که فاتح با گرداننده اصلی و تعدادی از مسئولین سایت ...ارتباط تنگاتنگ دارد و از طریق متولی اصلی و پشت پرده سایت معمولا به آن سایت خط کاری می دهد. این همکار فاتح افزود که او قرار است با همکاری پنهان افرادی همچون سروش، کدیور، مهاجرانی در خارج و با استفاده از دکتر جوادی، و دکتر سید ضیاء .ه و حسین. الف از داخل کشور  یک سایت بین المللی به ظاهر مذهبی و حامی تشیع را راه اندازی نماید و عملا شبکه ای از روشنفکران دینی معارض جمهوری اسلامی را ساماندهی نموده و خودش سرپل آن باشد.
معروف است فاتح در بین دوستان ضد انقلاب و شبکه خارجی فتنه کلام مشترکش این است: مزیت من استفاده از ظرفیت های داخل و خارج از نظام است و نباید به شکلی عمل کرد که چهره ضد انقلاب در داخل پیدا کنیم اینطور بهتر می توان افکار عمومی را جهت (فریب) داد.
او که نفاق عملی و نظری دارد از هر فرصتی برای باز کردن کانال های گفتگو با داخل استفاده می کند اما آنقدر در گنداب فساد فتنه در خارج از کشور غرق شده که امروز بر هیچکس چهره منافقانه اش پوشیده نیست.
و اما یکی از دوستان ابوالفضل سِر فاتح در لندن به شوخی می گفت: ارتباطات او با دولت انگلیس به حدی با سرعت گسترش یافته که بعید نیست ابوالفضل فاتح در آینده ای نه چندان دور به لقب "سر ابوالفضل فاتح" نیز مفتخر شود!


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:44 ب.ظ

 
شبکه تلویزیونی «نسمه» چندی پیش به خاطر پخش یک فیلم کارتونی ضد ایرانی که توسط یکی از اعضای اپوزیسیون ایرانی (مرجان ساتراپی) ساخته شده، مورد اعتراض مردم مسلمان و انقلابی تونس قرار گرفت. مردم خواستار اعدام «نبیل القروی» بودند اما دادگاه وی را به جریمه مالی محکوم کرد.

مرصاد به نقل از جام نیوز، به نقل از روزنامه دیلی میل 09 مه(21 اردیبهشت ماه)؛ «رئیس یک شبکه تلویزیونی تونس که فیلمی ضداسلامی را پخش کرده بود می گوید 6 هزار مسجد در این کشور علیه وی هستند اما دوستان لائیکش همه پشت او را خالی کرده اند.»
شبکه تلویزیونی «نسمه» چندی پیش به خاطر پخش یک فیلم کارتونی ضددینی که توسط یکی از اعضای اپوزیسیون ایرانی (مرجان ساتراپی) ساخته شده، مورد اعتراض مردم مسلمان و انقلابی تونس قرار گرفت. مردم خواستار اعدام «نبیل القروی» بودند اما دادگاه وی را به جریمه مالی محکوم کرد.
القروی در مصاحبه با خبرنگار رادیو زمانه رسانه عناصر ضدانقلاب ایرانی مقیم هلند گفت: «من با نمایش این فیلم می خواستم به تونسی ها درباره تکرار انقلاب ایران هشدار دهم. اما معترضان به خانه من ریختند و شعار «الکافر، الکافر» می دادند.»
آنها حمله کردند به تلویزیون من و گفتند صهیونیست و فراماسون است. آنها دارای 6 هزار مسجد هستند، یعنی اسلامگراهایی که همه جا از جمله ایران هستند؛ همان هایی که ماجرای کاریکاتوریست دانمارکی را علم کردند.»
وی درباره این پرسش که «واکنش دیگران از جمله روشنفکران و جامعه مدنی و رسانه ها و گروه های دموکراسی خواه چه بود؟» گفت: هیچ! (محکم می گوید و این کلمه را تکرار می کند). نه از گروه ها صدایی بلند شد و نه رسانه ها و روزنامه نگاران از من حمایت کردند. در یک لحظه دیدم تنها شده ام. در مقابل 6 هزار مسجد که حکم قتل مرا داده اند. من بودم و کسانی که می گفتند خطر اسلامگراها آن قدر جدی نیست و... حالا خاموش شده بودند و اصلاً معلوم نبود کجا هستند. روزنامه ها در ذهن و با سکوتشان مرا کشته بودند. معلوم است که ترسیده ام. چه کسی نمی ترسد در این شرایط؟»
خبرنگار می پرسد «نبیل! من درک نمی کنم. بالاخره در تونس یک دولت جدید روی کار آمده که ادعا می کند سکولار است و دولت اسلامگرایان نیست. چرا از تو حمایت نمی کنند؟» و او پاسخ می دهد: «برای اینکه ادعا[ی اسلامگرایی] ندارد ولی در عمل هست. واضح و شمرده می گوید: دولت تونس، یک دولت اسلامگراست و از اسلامگراها حمایت می کند. اصلاً آنها مرا پای دادگاه کشاندند. من رسماً پوزش خواستم و گفتم قصد توهین به هیچ فرد و گروه و دینی را ندارم. اما این کافی نبود و آنها مرا به دادگاه کشاندند500 وکیل و حقوقدان بر ضد من و به طرفداری از آنها مشورت می دادند و من باور دارم که این خواست، خواست دولت جدید تونس بود و در نهایت مرا به پرداخت 1500 یورو جریمه نقدی محکوم کردند اما جالب است بدانید وقتی که من عذرخواهی کردم، همان روشنفکرانی که قبلش کمترین حمایتی از من نکرده بودند و به تماشا نشسته بودند، به من تاختند که نبیل از افراط گراها عذرخواهی کرد. حالا هم مخالفان می گویند به کمتر از نابودی نبیل القروی راضی نیستیم. حس ناامنی همه جا با من است. از من سلمان رشدی دیگری ساخته اند.»
یادآور می شود محافل رسانه ای غرب پس از پیروزی انقلاب تونس تلاش فراوانی به کار بسته اند تا هویت اسلامی مردم و دولت تونس را کتمان کنند.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:41 ب.ظ

 

سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی که برخی تصاویر و اسناد مربوط به رژیم پهلوی را منتشر می​کند، عکس زیر را با تیتر 'فرح پهلوی در شهر فرنگ' روی خروجی خود قرار داده است.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:39 ب.ظ

 
سرانجام با تلاش های فراوان، جدیدترین مورد نقض حقوق زنان در ایران توسط دانیال شایسته کارشناس شبکه مسیحی محبت کشف شد.

مرصاد به نقل از جام نیوز، کارشناس و مهمان یک شبکه مسیحی فارسی زبان در آمریکا پس از تلاش های فراوان، سرانجام موفق شد یکی از جدیدترین موارد نقض حقوق زنان را در جامعه اسلامی ایران کشف کند.
دکتر "دانیال شایسته" کارشناس و مهمان برنامه "سیمای مسیح" در تلویزیون مسیحی "محبت" که درباره تساوی بین افراد خصوصاً زن و مرد صحبت می کرد، گفت: «مسیح و کتاب مقدس به ما می گوید آنچه را برای خود می خواهید، برای دیگران هم بخواهید و آنچه را برای خود نمی خواهید، برای دیگران هم نخواهید.»
وی در ادامه با برشمردن یکی از جدیدترین موارد عدم تساوی بین زن و مرد، افزود: «یک مرد می تواند به حقوق زنش تجاوز کرده و با زن دیگری ازدواج موقت کند، در حالی که اگر زن خودش برود و با مرد دیگری ازدواج موقت انجام دهد، قابل بخشش نبوده و اعدام می شود.»
صحبت های دکتر "شایسته" در حالی بیان می شود که ظاهراً ایشان نه تنها درک درست و صحیحی از مبانی اسلامی نداشته و صرفاً از هر راهی برای سیاه نمایی و حمله به اسلام استفاده می کند بلکه اطلاع درستی از مبانی مسیحیت نیز ندارد چرا که مسیحیت تحریف نشده نیز ازدواج یک زن با دو مرد یا بیشتر را جایز نمی داند.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:35 ب.ظ

 

مدیرعامل سابق شرکت مترو گفت:در جلسه روز دوشنبه هیئت مدیره مترو استعفای خود را اعلام کرده‌ام، پیش از این نیز قرار بود تا زمان انتقال تجربه به مدیرعامل جدید در هیئت مدیره بمانم.

مرصاد به نقل از فارس، محسن هاشمی درگفتگو با فارس بیان کرد:در جلسه روز دوشنبه هیئت مدیره مترو    استعفای خود را اعلام کرده ام که البته باید این استعفا در مجمع مترو نیز بررسی شود.
 
 مدیرعامل سابق شرکت مترو افزود: بنده از 13 اسفنده سال 89 از سمت خود در شرکت مترو تهران استعفا داده‌ام و هدف از ماندنم انتقال تجربیات به مدیرعامل جدید بوده است که با گذشت 14 ماه احساس می کنم این کار انجام شده است.


  • آخرین ویرایش:-

 

روزنامه اصلاح‌طلب شرق در شماره روز چهارشنبه اش با یکی از چهره‌های ضدانقلاب که ارتباط نزدیکی با سازمان جاسوسی امریکا دارد، گفتگویی در خصوص تحریم‌های غرب علیه ایران انجام داده است.

مرصاد به نقل از«خبرنامه دانشجویان ایران» این روزنامه که به تیم رسانه ای نزدیک به هاشمی رفسنجانی تعلق دارد، تریبونش در خصوص مذاکرات هسته‌ای میان غرب و ایران و تحریم‌های یکجانبه غرب علیه کشورمان را به "مهرداد عمادی" اختصاص داده و از وی به عنوان "مشاور اقتصادی اتحادیه اروپا" یاد کرده است و البته از سمت واقعی‌اش نام نبرده است.

مهرداد عمادی گزارشگر بخش عملیات روانی سایت ها، نشریات و مهمتر از آن شبکه های تلویزیونی ضدانقلاب درباره تحریم های "کشنده" غرب است، وی در سال های اخیر ده‌ها ساعت برنامه در "بی بی سی فارسی" با عنوان مجعول "مشاور اقتصادی" اجرا کرده است تا جایی که در ماجرای تحریم نفتی ایران به صورت لحظه ای به روی آنتن این شبکه انگلیسی می آمد و از وضعیت اسفبار ایران پس از اعمال این تحریم ها سخن می گفت.

گفتگوی روزنامه‌ی شرق با عمادی عجیب نیست چراکه بسیاری از همکاران سابق روزنامه اصلاح طلب فعلی هم اکنون در کنار وی در اروپا و امریکا علیه ایران خبر سازی می کنند ولی بررسی کمی از حرف های وی در این روزنامه داخلی و اظهارات سابقش می تواند جالب باشد.

عمادی در نشست ضد انقلاب

این کارشناس اقتصادی اتحادیه اروپا در نشستی که با پرچم بدون "الله" ایران در هامبورگ آلمان برگزار می شد در کنار مسعود بهنود ضدانقلاب فراری و علی مزروعی نماینده مجلس ششم و ضدانقلاب فعلی نشستی با حضور دیگر عناصر فعال علیه ایران برگزار کردند.

این نشست که بهمن ماه سال گذشته برگزار می شد با قصد ایجاد امید در بدنه فعالین اپوزیسیون تحریم ها علیه ایران را وسیع و بسیار عظیم توصیف می کرد.

عمادی در این نشست نقش تئوریسین شکست های ایران را برعهده داشت و گفت: تحریم‌ها در ایران به روی سیستم و شرکت‌ها اعمال می‌‌شود،آنهم به خاطر رفتار غیر شفاف و همچنین پروژه پژوهشی اتمی‌ ایران، که به نظر غرب دیگر برای استفاده صلح آمیز نمی‌باشد!

عمادی در بی بی سی

وی البته آنتن شبکه سلطنتی انگلیس را قبضه کرده است و به هر بهانه ای مورد سوال خبرنگاران بی بی سی قرار می گیرد.

عمادی در گزارش های متنوع خود تحریم های غرب علیه ایران را یک پیروزی بزرگ می داند و تاکید می کند که با این تحریم ها کار ایران تمام است!

وی یکبار در این شبکه رسمی ضد ایرانی جمله‌ای تاریخی گفته بود: در مهرماه در ایران، گرسنگی در سطح کشورهای صحرای آفریقا خواهیم داشت.

مهرداد عمادی محروم شدن موسسه های مالی ایران از دریافت خدمات سویفت را "پایان راه" این کشور توصیف می‌کند و می‌گوید: در صورت اعمال چنین محدودیتی"تنها راه پیش‌روی ایران پرداخت نقدی خریدها در محل خرید و دریافت نقدی مبالغ، در محل فروش است که چنین کاری در معاملات بزرگ ممکن نیست و از سوی دیگر طرف معامله با ایران هم نگران شفافیت در تبادلات بانکی خود خواهد بود، چون دریافت نقدی مبالغ قراردادها در چارچوب نقل و انتقالات بین‌المللی پول، علامت سوالی بزرگ به شمار می‌رود."

او می‌گوید: "از روزی که کد سویفت از نهادهای مالی ایران گرفته شود، سیستم تجارت ایران دچار فلج شدید در تمام سطوح خواهد شد."

کارشناس سیا درشرق تهران

حالا مهرداد عمادی مورد سوال روزنامه شرق قرار می گیرد و وی تاجایی که جا دارد ایران را در موقعیت خطرناک و غیرقابل برگشتی می داند؛ شرق امروز اگر نسخه کاغذی بی بی سی فارسی نباشد دقیقا حرف های مورد علاقه اروپا و امریکا علیه ایران را منتشر کرده است.

مهمترین نکاتی که عمادی در شرق گفته را در زیر بخوانید:

*تحریم‌های انجام شده روی ایران اثر‌های مهمی داشته

*من پرصدمه‌ترین اثر تحریم‌ها را محروم شدن صنایع ایران از تكنولوژی پیشرفته روز می‌دانم كه سبب شده صنعت ما در بعد بهره‌وری نیروی كار رو به جلو نرود و توانش برای رقابت با اقتصاد‌های دیگر در بازار‌های جهانی كم شود؛ باید گفت ما از بسیاری بازار‌ها حذف شدیم.

*تحریم‌های وضع شده بیشتر بر زندگی روزمره مردم تاثیر گذاشته چراكه با افزایش قیمت دلار، در واقع تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد و معاش شهروندان ایرانی است.

*باور شخصی من این است كه اگر در نشست بغداد گام عملی و سریعی برای بیرون رفتن از بن‌بست برداشته نشود، شرایط فعلی هم ادامه نخواهد یافت و تحریم‌های بعدی تعیین می‌شود.

*تمامی پروژه‌های انرژی ما كه شریك غربی، ژاپنی و كره‌جنوبی داشته‌اند لغو شده‌اند و پس رفته‌اند. سیستم بانكی ایران از سیستم بانكی جهانی و سوئیفت جدا شده است. چین، ژاپن، اتحادیه، هند و حتی تركیه خرید نفت خود را از ایران كم كرده‌اند. میزان نفت ذخیره ناخواسته كه نفت قابل صادرات است بالا رفته و ایران از تانكر‌ها به عنوان انبار نفت استفاده می‌كند. تولید صنعتی بسیار پایین آمده و ما كاملا به بازار بدون رقیب برای كالا‌های چینی، هندی و مالزی تبدیل شده‌ایم. ایران به عنوان یكی از توانمند‌ترین نیرو‌های جوان در جهان و یكی از ثروتمند‌ترین منابع زیرزمینی امسال به گفته بانك جهانی و صندوق پول رشدی نزدیك به صفر درصد داشته.


  • آخرین ویرایش:-

 

ارتباط کردهای عراق با صهیونیستها یک ارتباط تاریخی و نامشروع است که از مهاجرت یهودیان کردستان در دهه 30 شروع می شود. ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود بارزانی) نیز اولین بار در سال 1968 از اسرائیل دیدار کرد.

مرصاد به نقل از رجا: به اذعان اکثر قریب به اتفاق استراتژیست های سیاسی و نظامی و حتی مصلحان و مبلّغان دینی، منطقه خاورمیانه در عصر حاضر «قلب» تحولات جهان و به عبارتی «هارتلند» است. بخشی از این اهمیت استراتژیک مولود بشارت های ادیان آسمانی(آخرالزمان و مهدویت) به خصوص اسلام و بخشی دیگر به خاطر وضعیت جغرافیایی، ذخائر زیرزمینی و منابع آبی و همچنین تنوع قومی می باشد.
 
به همین خاطر پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و بیشتر بعد از جنگ جهانی دوم، منطقه خاورمیانه به محل تلاقی سیاست های قدرت های بزرگ تبدیل شده است که هر کدام با دیپلماسی مربوط به خود پیگیر اهدافشان هستند و برخی در این میان اهداف خود را در ناامنی و تفرقه و تشتّت جستجو می کنند.
 
یکی از مسائل بغرنج در این منطقه، مسأله کردهاست. پیشینه مسأله کردها به قرن ها پیش بر می گردد. بر طبق استنادات تاریخی تمامی منطقه امروزی کردنشین تا سال 1514 میلادی یکی از ایالات ایران بوده است.
 
در زمان سلطان سلیم اول امپراتوری عثمانی و شاه اسماعیل صفوی (اوایل قرن16میلادی) عثمانی ها طی جنگ چالدران و شکست ایران، کردستان فعلی موجود در کشورهای ترکیه، عراق و سوریه را از ایران جدا کرده و «کردستان عثمانی» را تشکیل دادند که پس از جنگ جهانی اول با توافق انگلستان در این سه کشور تقسیم شدند و بنای یک اختلاف و نزاع طولانی را گذاشتند. نزاعی که این سه کشور را هر از چندگاهی با مشکل و بحران مواجه می کند و این مشکلات در فضای سیاسی و امنیتی منطقه مؤثر بوده و موجب طمع دشمنان می شود.
 
«اقلیم کردستان» بخشی از سرزمین عراق است که در قسمت شمالی آن واقع شده و از نظر نژادی و قومیتی، کردها بیشترین درصد جمعیت آن را تشکیل می دهند. در حال حاضر(از سال 2005) این منطقه به صورت خودگردان اداره می شود و قدرت بین دو حزب اتحادیه میهنی به رهبری مسعود بارزانی و حزب دمکرات کردستان عراق به رهبری جلال طالبانی تقسیم شده است. اقلیم کردستان با داشتن حدود 4میلیون جمعیت، از شرق با ایران از شمال با ترکیه‌ و از غرب با سوریه هم‌مرز است و بر سه استان اربیل، سلیمانیه، دهوک و قسمت‌هایی از استان‌های نینوا و دیاله تسلط دارد.
 
کردهای عراق پس از یک سری مبارزات و قیام علیه حکومت بعث در عراق، در اوایل دهه90 میلادی بر این قسمت از عراق مسلط شدند. اما این تسلط به معنای جدایی از عراق نبود. در مرحله بعد پس از حمله دوباره آمریکا به عراق و سرنگونی صدام، در سال 2005 با توافق نمایندگان دیگر اقوام و البته نفوذها و فشارهای نیروهای ائتلاف و در رأس آنها آمریکا و انگلیس، با سازوکار قانونی، اقلیم کردستان به صورت یک منطقه خودگردان و حکومت «خودمختار» اعلام شد. این در حالی است که ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه و رئیس ستاد ارتش عراق نیز در این توافقات از آنِ کردها شد. کردها در این حاکمیت فدرالی دارای پارلمان و وزارت خانه های تخصصی نیز هستند.
 
شایان ذکر است که تمام این توافقات پس از یک دوره طولانی بحث و بررسی، رایزنی، جلسات متعدد، مراجعه به آرای مردم و مراجع و گروه های نفوذ بوده و به آسانی و سهولت به دست نیامده است. با این وجود از همان ابتدا دستهای پیدا و پنهانی در کار بود تا دست شیعیان را از صحنه قدرت و حاکمیت عراق کوتاه کرده و حکومتی طرفدار غرب و ارتجاع عرب منطقه در این کشور برقرار نماید.
 
پس از خروج نیروهای شکست خورده آمریکایی از عراق و اعلام آمادگی عراقی ها برای تأمین امنیت این کشور، مسائلی اتفاق افتاد که از جهات مختلفی با هم در ارتباط بودند و موجب متشنّج کردن فضای سیاسی و امنیتی عراق شدند. مسأله اول مجرم شناخته شدن «طارق الهاشمی» معاون رئیس جمهور عراق در سلسله انفجارهای تروریستی در عراق و به تبع آن فرار به اقلیم کردستان و عدم تحویل او از طرق بارزانی بود.
 
مسأله دوم زمزمه های استقلال و جدایی از طرف مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان در سفر دوره ای او به اروپا و آمریکا بود که پس از سفر به آمریکا در مصاحبه با آسوشیتد پرس و الحرّه این مطالب را بیان کرد. بارزانی تهدید کرد که اگر اختلافات بین اقلیم و حکومت مرکزی به ریاست نوری المالکی حل نشود ناچار است با برگزاری رفراندوم از خواسته کردهای اقلیم کردستان مطلع شود.(تهدید به جدایی)
 
حال سؤالی که مطرح می شود این است که چه کسانی از متشنج شدن عراق سود می برند؟ و چرا بارزانی با وجود علم به این که جدایی اقلیم کردستان بیشتر از عراق به ضرر خود کردهاست، دم از استقلال و جدایی می زند؟
 
به نظر می رسد باید برای رسیدن به یک نتیجه منطقی مشخص شود که چه کشورها و بازیگرانی در منطقه و در صحنه عراق نقش آفرینی می کنند. با نگاهی به تاریخ معاصر عراق و اقلیم کردستان به سه بازیگر عمده می رسیم که عبارتند از: آمریکا، رژیم صهیونیستی و ترکیه. آمریکائیها در این بازی سیاسی طوری وانمود می کنند که مخالف جدایی اقلیم کردستان هستند و برای تکمیل این پازل حتی پیام مخالفت با استقلال و جدایی نیز به صورت رسمی ارسال می کنند. اما شواهد و قرائن و مذاکرات پشت پرده خلاف این را ثابت می کند.
 
اعلام خبر رفراندوم پس از سفر به آمریکا از سوی بارزانی حرکت معنی دار و البته ناشیانه ای بود که منشأ این فتنه را فاش کرد. در این راستا اوایل فروردین امسال خبرگزاری النخیل عراق به نقل از یک روزنامه ترکی به نام «ینی جاغ» فاش کرد که آمریکا از دولت ترکیه خواسته تا حمایت های لازم خود را برای تأسیس یک کشور کرد زبان در عراق به کار گیرد.
 
این خواسته از طرف «دیوید پترائوس» خطاب به وزیر خارجه ترکیه «احمد داود اوغلو» مطرح شده است. اگر به حافظه تاریخی خود مراجعه کنیم حدود 95 سال پیش نیز «لرد لیونل روتشیلد» چنین درخواستی را از وزیر خارجه انگلستان نمود که اعلامیه بالفور و اقدامات انگلیس در راستای تشکیل رژیم غاصب اسرائیل و تشکیل غده سرطانی نتیجه آن بود. و اکنون در کردستان...
 
اما آمریکا چه اهدافی را از جدایی اقلیم کردستان دنبال می کند؟
 
با توجه به این که حاکمان ایالات متحده آمریکا همیشه تحت فشار لابی های قدرتمند یهود و صهیونیسم از جمله «ایپک» هستند، اولین دغدغه آنها در منطقه، تأمین امنیت اسرائیل غاصب است. آنها با حمایت از کردها و بسط نفوذ یهودیان در اقلیم کردستان بهتر می توانند تحولات منطقه را رصد نموده و تهدیدات خود را کاهش دهند.
 
هدف دوم این که آمریکائیها مانند جمهوری آذربایجان به وسیله نفوذ در مرزهای ایران توسط سیا و موساد عملیات جاسوسی و نیازمندیهای اطلاعاتی خود را در محیطی بی دغدغه فراهم می کنند که طرح ریزی و پشتیبانی عملیات های خرابکاری و تروریستی مانند ترور دانشمندان هسته ای از این جمله اند.
 
سومین هدف راهبردی آمریکا در جدایی و ناامنی کردستان، قرار گرفتن بین دو محور مقاومت یعنی ایران و سوریه و تهدید امنیتی آنها با حضور در آنجاست. حمایت از فدرالیسم عراق نیز که از اول آمریکائیها طراح آن بودند، در راستای جدا کردن کردستان بوده و این طرح در خوش بینانه ترین حالت نیز به نفع آنها بوده چرا که از وحدت و یکپارچگی ملت عراق جلوگیری می کند و موجبات تسلط هر چه بیشتر بیگانگان را فراهم می آورد. حمایت رسمی و غیر رسمی از گروهک های تروریستی پ.ک.ک و پژاک در راستای ناامن کردن ایران و ترکیه و در مرحله بعد گرایشات جدایی طلبانه آنها نیز در این زمینه ارزیابی می شود.
 
ارتباط کردهای عراق با صهیونیستها یک ارتباط تاریخی و نامشروع است که از مهاجرت یهودیان کردستان در دهه 30 شروع می شود. ملا مصطفی بارزانی (پدر مسعود بارزانی) نیز اولین بار در سال 1968 از اسرائیل دیدار کرد. این سال ها یاد آور جنگ اعراب و اسرائیل بر سر مسأله فلسطین است و قضاوت با خوانندگان است که ملا مصطفی بارزانی در کدام سوی این تراژدی تاریخ معاصر قرار دارد.اهداف رژیم غاصب صهیونیستی نیز از دمیدن به کوره جدایی اقلیم کردستان، در خیلی از موارد با آمریکا هم پوشانی هایی دارد از آن جمله محوری ترین هدف صهیونیست ها از تعامل با کردستان عراق زیر نظر داشتن ایران و سوریه و ضربه زدن به این دو محور مقاومت در منطقه از طریق کردستان عراق است.
 
جاسوسی از برنامه های هسته ای ایران، آموزش کردها و تروریستها برای عملیات های تروریستی و خرابکاری، ارتباط گیری بی واسطه و سریع با مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران و آموزش آنها، تأمین انرژی(خط لوله موصل) و آب مورد نیاز و در نهایت تحقق آرزوی نامشروع «از نیل تا فرات» از دیگر اهداف آنهاست. صهیونیستها در راستای تحقق این برنامه ها اقدامات زیر را انجام داده اند: تأسیس بانک های قرض الحسنه برای خرید زمین در شمال عراق توسط یهودیان کُرد، مشارکت و نظارت بر طرح های نفتی، استقرار و فعالیت جاسوسان موساد و سیا، فعالیت در زمینه واردات مواد غذایی، تجهیزات نظامی، کشاورزی و... و ایجاد سازمان های تبلیغی و تبشیری در جهت جذب و بکارگیری افراد همسو با اهداف صهیونیستی در بدنه سیاسی عراق.(البته بیشترین حجم این موارد پس از سقوط صدام و اشغال عراق عملی شده است)
 
و در نهایت ترکیه که بزرگترین مشکل آنها عناصر حزب غیر قانونی کارگران کُرد ترکیه «پ.ک.ک» است که در قسمتی از اقلیم کردستان مستقر هستند و فقط با تعامل با رهبران کرد می توانند با آنها مقابله نمایند. علاقه مندی دیگر ترکیه از ارتباط با اقلیم کردستان، نگاه سودجویانه آنها به مناطق نفت خیز کرکوک و موصل می باشد که به نظر می رسد در این زمینه قول مساعدت آمریکایی ها را به شرط کمک به استقلال اکراد دریافت کرده اند.
 
نتیجه:
 
با بررسی اهداف بازیگران عمده حوزه کردستان عراق، تحریک کنندگان به جدایی و استقلال مشخص می شود. اما باید دید که خود اقلیم کردستان چه دیدگاهها و چه قابلیت هایی در این خصوص دارد. در حال حاضر اولاً تصمیم نهایی مردم که عنصر اصلی تشکیل دهنده یک کشور هستند، مشخص نیست و ثانیاً جلال طالبانی که رئیس یکی از دو حزب برتر اقلیم است مخالف جدایی و استقلال است.
 
در یک تحلیل دیگر ممکن است این بازی یک سر دیگر نیز داشته باشد و آن این که؛ اقلیم کردستان بخواهد با پیش کشیدن گاه و بیگاه «داستان جدایی» به دنبال کسب امتیازات و منافع بیشتری از حکومت مرکزی باشد. به هر ترتیب آنچه که مسلم است اقلیم کردستان در صورت جدایی دچار ضرر و زیان های بزرگی خواهد شد و تنها بازدنده این بازی خطرناک خواهد بود. مواردی از این موانع را می توان به شرح زیر برشمرد:
 
1.اولین مشکل زندانی شدن و محصور شدن در خشکی است که از بزرگترین موانع رشد و توسعه و از تهدیدات امنیت ملی کشورهای «محاط» است که در صورت جدایی دچار آن خواهند شد.
 
2. از دست دادن درآمد حاصل از منبع عظیم نفتی(17درصد) در نقاط دیگر عراق مشکل دیگری است که باید با آن دست به گریبان باشند.
 
3. آنها در حال حاضر پست ریاست جمهوری، وزارت خارجه، ستاد ارتش و برخی از سفرای خارجی عراق را در اختیار دارند و علاوه بر حکومت فدرالی در حکومت مرکزی نیز سهم بیشتری نسبت به سایر اقوام دارند که در صورت استقلال از دست خواهند داد.
 
4. مسأله دیگر این که به خاطر طمع آمریکا و رژیم صهیونیستی به این اقلیم، آنها دوستان و هم پیمانان زیادی در منطقه نخواهند داشت و دیگران به چشم دشمن و مزدور اسرائیل به آن نگاه خواهند کرد و در خوشبینانه ترین حالت فقط با ترکیه ارتباط خواهد داشت که آنها هم به دنبال مطامع خودشان هستند.
 
...و نتیجه این که جدایی اقلیم کردستان از عراق نه به نفع خودشان، نه به نفع حکومت مرکزی و نه به نفع همسایگان است. تنها نفع آن را دشمنان دیرین مسلمانان، یعنی صهیونیسم و غلام حلقه به گوش آن آمریکا خواهند برد. و این درسی است که آنها از استعمار پیر و معلم و مربی خویش فراگرفته اند: «تفرقه بینداز؛ حکومت کن».


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:27 ب.ظ

 

یک گروه از هکرهای سعودی سایت شرکت نفت ایرانول را هک کردند.

به گزارش آنا، سایت شرکت نفت ایرانول یکی از شرکت‌های اقتصادی بزرگ ایران اسلامی ساعتی پیش توسط یک گروه از هکرهای عربستان سعودی( HP GROUUP HACK) هک و از دسترس خارج شد.

هکرهای سعودی پس از کسب موفقیت در نفوذ به سرور مرکزی سایت شرکت نفت ایرانول، تصاویری از "ملک فیصل" و نقل قول‌های تند وی علیه شیعیان را در صفحه اصلی این سایت قرار دادند.

در حال حاضر سایت ایرانول از دسترس خارج شده است.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:26 ب.ظ

یک تئوری کلی برای تحلیل منازعات سیاسی در ایران پس از انقلاب به دست می دهد و به روایت این منازعات و نقش خاتمی در آنها نیز می پردازد.

مرصاد به نقل از خبرآنلاین: «سودای سکولاریسم» در هفت فصل به جریان شناسی سکولاریسم در ایران بر مبنای زندگی و کارنامه «سید محمد خاتمی»‌ به عنوان یکی از رهبران این جریان پرداخته است.

کتاب «سودای سکولاریسم» با زیر عنوان رمزگشایی از زندگی و کارنامه سید محمد خاتمی،  از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد. ناشر در توضیح فصل های کتاب آورده است: «در فصل نخست با عنوان «سکولاریسم اسلامی»، مبانی نظری کتاب که در حقیقت عقبه فکری جریان برانداز در ایران است تبیین شده و سپس نگارنده طی نظریه «توحید و شرک در سیاست»، امکان و امتناع سکولاریزه شدن اسلام را از منظر بنیادی ترین اعتقاد اسلامی یعنی توحید،‌ بررسی کرده است. فصل دوم،‌ «فرزند آیت الله»،‌ به بررسی ویژگی های خانوادگی خاتمی، شرایط سیاسی دوران کودکی او،‌ روند تحصیلات،‌ چگونگی شکل گیری ایده جدایی دین از سیاست در ذهن خاتمی و نهایتا به نسبت او با انقلاب اسلامی و نقشش در رویدادهای پیش از انقلاب می پردازد. فصل سوم، «از کیهان تا کیان»، با بازگشت خاتمی از آلمان به ایران آغاز می شود. در این فصل خواننده با چگونگی رشد خاتمی در هرم قدرت نظام آشنا می شود.

فصل سوم، یک تئوری کلی برای تحلیل منازعات سیاسی در ایران پس از انقلاب به دست می دهد و به روایت این منازعات و نقش خاتمی در آنها نیز می پردازد. در همین فصل است که مخاطبان کتاب،‌ با جریان متبوع خاتمی نیز آشنا و همراه می شود. پایان فصل سوم، آغاز فاصله گرفتن خاتمی و یارانش از مبانی انقلاب اسلامی و تلاش های این طیف برای تئوریزه و عملیاتی کردن «سکولاریسم اسلامی» است. در مطلع فصل چهارم-‌ «آقای رئیس جمهور»- نویسنده به چگونگی کاندیدا شدن خاتمی در انتخابات هفتم ریاست جمهوری و علل پیروزی وی پرداخته و در ادامه، با ذکر مبانی نظری جریان اصلاحات،‌ رویکرد و عملکرد سیاسی خاتمی و دولتش طی سال های 76 تا 84 را مورد بررسی قرار داده است. در پایان فصل، علل ناکامی جریان اصلاحات در سکولاریزاسیون نظام ایران و تضعیف ولایت فقیه موشکافی شده است. «شال سبز» عنوان فصل پنجم است که به‌ روایت تحلیلی اقدامات خاتمی و جریان همسویش پس از پایان دوران حاکمیت اصلاح طلبان بر قوای مجریه و مقننه می پردازد و استناداتی درباره تدارک این طیف برای دست زدن به یک انقلاب رنگی در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم ارائه می کند. در ابتدای بخش مباحثی نظری درباره ماهیت انقلاب رنگی آمده و سپس تلاش های جریان سکولار با محوریت خاتمی برای زمینه سازی انقلاب رنگی مستند شده است. پس از آن، کتاب وارد روایت و تحلیل حوادث پس از انتخابات دهم و فتنه 88 می شود و این فصل با علل ناکامی جریان سکولار و پایان حیات سیاسی خاتمی در کالبد جمهوری اسلامی خاتمه می یابد.

مولف در فصل ششم،‌ به حاشیه هایی از زندگی سیاسی خاتمی پرداخته که بعضا با تردیدهایی همراه بوده اما چون استناداتی محکم داشته و یا از سوی خاتمی تکذیب نشده اند،‌ برای اطلاع خوانندگان بدانها پرداخته شده است. هدف فصل هفتم،‌ آسیب شناسی ضعف های موجود در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است که در نتیجه آنها،‌ جریان سکولار و افرادی چون خاتمی ظرفیت و توان بحران سازی و فتنه انگیزی علیه سیستم را پیدا کرده اند و در صورت ادامه وضع موجود، پیدا خواهند کرد. آن ضعف های ساختاری تئوریزه شده اند و نویسنده در پایان، با ذکر خلاءهای سیستمیک مربوطه، ‌متخصصان و دانشجویان علوم سیاسی را به مطالعه علمی و ارائه راهکارهایی برای برطرف کردن آنها دعوت نموده است.

 جبرائیلی که سابقه خبرنگاری در روزنامه کیهان را دارد، در مقدمه کتاب آورده است:‌ «می توان گفت که «سودای سکولاریسم»‌در یک ژانر علمی-عمومی نگاشته شده است. به این معنی که شیوه نگارش و تحلیل مستند علمی در آن رعایت شده اما در عین حال کتاب به یک موضوع عمومی می پردازد. سعی کرده ام از سناریو نویسی اجتناب کرده و درباره رویدادهایی که سندی بر آن ندارم، خیالبافی نکنم؛‌ لذا خواننده این کتاب جملاتی چون «در جلسه ای محرمانه تصمیم گرفته و برنامه ریزی شد» را نخواهد دید و استنادات ما، و مبنای تحلیل هایمان، همه، هرآن چیزی است که برای یک محقق عادی نیز قابل دسترسی است. افزون بر این، خواننده این کتاب نه تنها شاهد سیر حوادث مذکور در آن است،‌بلکه تم و قالب کتاب به شکلی طرح ریزی شده که «خواننده مطلع» می تواند شواهدی فراتر از موارد مذکور در این مجلد برای تحلیل حوادث بیاورد؛ لذا خود تحلیل گر است و تکمیل قطعاتی از پازل، به عهده او گذاشته شده است».

این کتاب با قیمت 9800 تومان منتشر شده و خبرگزاری فارس برای خریدهای بالای 10 نسخه تخفیف ویژه قرار داده است.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391  01:25 ب.ظ

 

دشمنان ملت افغانستان به طرز خزنده و با روش های نرم، در حال تغییر دادن باورهای اسلامی مردم افغانستان هستند. در یکی از این حملات خطرناک، دشمن قصد دارد تا حجاب و حیا را از پسران و دختران مسلمان افغان باز بستاند.

مرصاد به نقل از صراط به نقل از مشرق شبکه قطری الجزیره، اخیراً با پخش مستندی خارجی، پیرامون وضعیت زنان در افغانستان، چهره جدیدی از خواسته های آمریکا را درباره فرهنگ مردم مسلمان افغانستان نمایان کرد.

الجزیره در ذیل این فیلم مستند می نویسد: مردم از مبارزات زنان جوان افغان برای رسیدن به برابری جنسیتی حمایت می کنند.

در ادامه گزارش نوشتاری رسانه یاد شده پیرامون این فیلم نیز می خوانیم: با گذشت بیش از یک دهه از زمانی که طالبان از حکومت در افغانستان رانده شده اما وضعیت زنان این کشور همچنان بسیار وخیم است.

...علیرغم انجام تلاش های مطلوب بین المللی و تلاش چهره های روشنفکر! دولت جدید افغانستان اما باز هم وجود فضای عصبی علیه زنان افغان در این کشور مشهود است.

... با وجود آنکه قانون حقوق بشر در افغانستان با تأکید بر حقوق زنان تصویب شده است اما گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر نیز از افغانستان اینطور می گوید که زنان این کشور همچنان در تهدید قتل، ازدواج اجباری، ازدواج در زیر سن قانونی و ... قرار دارند.

... این ترس وجود دارد که با خروج نیروهای ناتو از افغانستان در سال 2014، وضعیت زنان این کشور بدتر شود.

این در حالی است که این نیروها همواره با استفاده از ابزارهایی که در اختیار داشته اند تلاش می کرده اند تا حقوق زنان را در افغانستان ترویج و از آن حفاظت کنند. حال اگر آنها از افغانستان خارج شوند دیگر تضمینی برای رعایت این حقوق وجود ندارد.

این فیلم توسط وین مک آلیستر و ترِوِر بارمن ساخته شده است.


***
به گزارش مشرق، فیلم یاد شده در حول فعالیت های دختری افغان به نام "نورجهان اکبر" ساخته شده است که مدعی است برای حقوق زنان در افغانستان تلاش می کند.
در فیلم اینطور نشان داده می شود که او با تعدادی از دوستانش که هیچیک از حجاب متعارف کشور افغانستان برخوردار نیستند گروهی را تشکیل داده اند تا برای حقوق زنان افغانستان تلاش کنند.

نورجهان در تمام طول فیلم و علیرغم وجود حجاب صددرصد در افغانستان بعنوان فرهنگ غالب؛ مانتوی کوتاه و بوت (کفش های منسوب به فاحشه های غربی) بر تن دارد.

او در بخشی از فیلم یاد شده، رو به دوربین می گوید: من اینها را نمی خواهم. اینکه به من می گویند موهایت را بپوشان، صورتت را بپوشان و حتی با کسی حرف نزن؛ چون تو یک زن هستی.



*لوازم آرایشی، سوغات نورجهان برای زنان افغان


سوژه اصلی فیلم اشاره شده همچنین در قسمتی از سناریوی تعریف شده به عیادت یک زن شکنجه شده به نام سحرگل در بیمارستان می رود و به عنوان هدیه برای وی لوازم آرایشی! می برد.

او حتی به دستهای بی رمق سحرگل نیز لاک می زند.

نورجهان در قسمت های مختلفی از فیلم نیز در پیاده روهای یکی از شهرهای افغانستان و در میان مردم و جوانان راه می رود.

پوشش او در هنگام این قدم زدن به حدّی زننده است که حتی برخی از مردم مسلمان افغان به وی اعتراض می کنند و سپس دوربین صحنه هایی را نشان می دهد که نورجهان از مردم معترض سوال "چرا" می پرسد و در بخش های دیگری نیز در مصاحبه با کارگردان فیلم مردم کشور را به ندانستن متهم می کند.

*این توطئه دامنه دار!

هجوم فرهنگی دشمنان در خاورمیانه و در رأس آنها، آمریکا فقط منوط به افغانستان نیست.
مدتی قبل بود که یکی از رسانه های آمریکایی گزارشی را از نیاز! مردم عراق به برگزاری فشن های لباس منتشر کرد.

در لیبی نیز پس از تسخیر طرابلس توسط انقلابیون و هنوز در هنگامه ای که جنگ در لیبی پایان نیافته بود، نیروهای ناتو اقدام به برگزاری یک فشن لباس های مستهجن در شهر مسلمان طرابلس کردند.

و در مصر و یمن و تونس و بحرین نیز اوضاع به همین گونه است. دشمن به شدت در حال تلاش است تا همانند آنچه که شرح آن در افغانستان گذشت، در تمام کشورهای مسلمان و حتی جمهوری اسلامی ایران نیز پروژه هایی را مبنی بر ترویج فمینیسم اجرا کند و با پرت کردن حواس ها، به پیشبرد نقشه های خود بیاندیشد.



شاید آنچه که در تعهدنامه اخیر افغانستان به آمریکا امضا شد و رسما این کشور مسلمان را در بخش هایی وابسته به آمریکا کرد گوشه ای از اهداف دشمن بود که به واسطه حملات فرهنگی اش در افغانستان و در نهایت به دلیل کمرنگ شدن مقاومت مردم این کشور در برابر بیگانگان، محقق شد.


  • آخرین ویرایش:-

 

مرصاد به نقل از هابیلیان: آیت الله گیلانی: آقای حسین تاجمیر ریاحی، مقدمه ای که جناب آقای دادستان نیمه کاره ترکش کردند، کیفر خواست عمومی علیه این اتحادیه الحادی بوده و شما در متن آن کیفر خواست عمومی بوده اید. در این کیفر خواست خصوصی که به نام شما قرائت فرمودند، موارد اتهامات را شنیدید که دلیل بر این موارد اتهامی، اقرار شما بوده و اقرار شما این موارد را برای شما تحت عنوان جرم به دادگاه معرفی می کند.

آیا در مرکزیت تشکیلات الحادی مذکور عضویت داشته اید یا نه؟

حسین ریاحی: بله، اجازه می فرمایید؟

آیت الله گیلانی: بله شما در جواب سؤالاتی که می کنم مجازید در دفاع از خودتان حرف بزنید، البته نه این طور که مأیوس باشید، اگر واقعاً باطنتان تغییر کرده باشد، « لا تقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً » آنچه که می تواند برای شما و دیگرانی که مانند شما گرفتارند، روزنه ای بشود، عندالله صداقت و راستگویی است. پس عضویت داشته اید؟

حسین ریاحی : بله همانطور که فرمودید مقدمه ای که جناب دادستان قرائت فرمودند ، در واقع متوجه تک تک ماهاست ، درست است ؟ اگر اجازه بفرمایید من مختصری در مورد گذشته ، مختصری از خودم که طبیعتاً در برگیرنده همه این موارد است ، البته به عنوان دفاع از خودم...

آیت الله گیلانی : نه آنچه که شما می توانید شرعاً درباره آن صحبت کنید ، جرائمی است که به خود شما اسناد داده می شود . شما وکیل دیگران نیستید . شما می توانید در مورد این جرائمی که خوانده شد توجیهی ، تحلیلی ، تبرئه ای ارائه کنید .

واقعاً تاریخچه ای که خوانده شد درباره تشکیلات این گروه بود که بعداً در تاریخ ثبت خواهد شد و ربطی به مسئله دفاع شما ندارد . شما در مورد اتهامات خود که با اقرارتان به صورت جرم درآمده می توانید از خودتان دفاع کنید . یکی مسئله عضویت...

حسین ریاحی : بله عضو بودم . درست است .

آیت الله گیلانی : مسئول تشکیلات سربداران . این مسئولیت را هم در جهت تشکیلات داشته اید ؟

ریاحی : خیر !

آیت الله گیلانی : نداشته اید ؟

ریاحی : جریان سربداران دو مسئول داشته که یکی از طرف سازمان انتخاب شد و دیگری همان جا توی جنگل انتخاب شده است . آن که در جنگل انتخاب شد ، همان جا کشته شد و کسی که از طرف سازمان انتخاب گردید ، دیگری است . من هیچکدامشان نیستم .

آیت الله گیلانی : شما مسئول تشکیلات نبوده اید .

ریاحی : خیر .

آیت الله گیلانی : جرم سوم شما هدایت کننده و یکی از طراحان اصلی حمله به شهر شهید پرور آمل .

ریاحی : من در جمعی که تصمیم می گرفتند برای رفتن به شهر و یا اساساً تصمیمات را می گرفتند ، یکی از افراد تصمیم گیرنده بودم ، ولی اینکه مسئول این کار بودم ، یعنی در رأس جریان قرار داشتم درست نیست ، ولی یکی از مسئولین بودم .

آیت الله گیلانی : ادعای دادستان بیش از این است . هدایت کننده ، ولی البته گفته یکی از هدایت کنندگان . شما از هدایت کنندگان بوده اید ؟

ریاحی : بله من از جمله آنها بوده ام .

آیت الله گیلانی : بسیار خوب آقای ریاحی . جرم چهارم شما شرکت مستقیم در یورش ناجوانمردانه ششم بهمن ۱۳۶۰ است که منجر به شهادت دهها تن و مجروح شدن قریب چهل تن از بهترین و مظلوم ترین افراد امت حزب الله گردید . آیا در یورش شرکت داشتید ؟

ریاحی : اگر بحث در مورد رفتن به شهر باشد ، بله بودم و رفتم . همان روز با همه جمع در شهر بودیم ، ولی اگر منظور شرکت در درگیری ها باشد ، نه . در درگیری ها نبودم چون ما توی محله بودیم و بیشتر با مردم صحبت می کردیم .

آیت الله گیلانی : شما مسلح بودید ؟

ریاحی : مسلح بودم . بله .

آیت الله گیلانی : و در این مسلح بودن فردی را نکشتید یا زخمی نکردید ؟

ریاحی : اصلاً درگیر نشدم .

آیت الله گیلانی : یعنی شما در همان سمت هادی و رهبر بوده اید ؟

ریاحی : ما چهار پنج نفر بودیم که... اجازه می فرمایید یک توضیح کوچک بدهم که روشن بشود ؟

آیت الله گیلانی : بله بفرمایید .

ریاحی : همانطور که جناب آقای دادستان هم توی مطالبشان فرمودند ، بحث ما این بود که یک جرقه ای احتیاج است تا قیام بشود و مردم خودشان بلند می شوند . این بود که ما اصلاً قصد درگیری نداشتیم .

ما می گفتیم بمانیم با مردم صحبت بکنیم ، مردم بلند بشوند . عده ای از افراد ما مواضع و محله ای را گرفته بودند ، ولی بیشتر بچه ها توی محلات می گشتند و با مردم صحبت می کردند و من از جمله افرادی بودم که توی محله با مردم صحبت می کردم و در درگیری هم نبودم . ما با مردم بحث و صحبت می کردیم . ما این طور فکر می کردیم که مسیر انقلاب اشتباه طی می شود و همین را هم به مردم می گفتیم .

آیت الله گیلانی : بسیار خوب اتهام پنجم شما جمع آوری و اعزام نیرو جهت مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است . این را هم همین حالا اقرار کردید . می فرمودید با مردم صحبت می کردم... جذب نیرو و جمع آوری آن همین است . قبل از آن روز هم این کارها را داشته اید؟

ریاحی : اگر منظور از نیرو افرادی است که آن بالا (جنگل) آمده بودند ، این نیروها از شهرستان های مختلف جمع آوری می شد ، داوطلبانه هم بود یعنی توی دستور کار بود هر کس که داوطلب است بیاید . آنها هم داوطلبانه می آمدند تهران و از تهران می رفتند شمال . کاری که به عهده من بود این بود که دو ، سه قرار به تهران رفتم و بچه هایی را که از شیراز و جنوب آمده بودند ، تحویل مسئول شمال دادم . به این عنوان درست است .

آیت الله گیلانی : بسیار خوب . اتهام ششم تحویل اسلحه و مهمات به مسئول نظامی جنگل با نام کاک اسماعیل است .

ریاحی : عرض کنم کاک اسماعیل (که همانجا در شهر کشته شد) مسئول نظامی سازمان و مسئول کل سربداران بود . ایشان برای انتقال اسلحه از من کمک گرفت . یک مورد برای بار کردن از توی خانه و سوار کردن در یک ماشین و مورد دیگر هم از یک ماشین به ماشین دیگر . من با ۵ یا ۶ نفر دیگر در مورد انتقال اسلحه (که شاید جمعاً نیم ساعت طول کشید) شرکت داشتم . به این معنی درست است .

آیت الله گیلانی : اتهام یا جرم هفتم شما مسئولیت یکی از کمپ های داخل جنگل و مسئول سیاسی یک گروه از به اصطلاح سربداران است . بوده اید ؟

ریاحی : درست است ، بله .

آیت الله گیلانی : می شود دادگاه از جنابعالی بخواهد که برای نشان دادن صداقت در مقابل این خلع راجع به جنایات مارکسیست ها ، جنایاتی که در جنگل و بیرون از جنگل در شهرها ، کردستان و جاهای دیگر کردند توضیح بدهید ؟ شما حالا باز در موضع مارکسیستی هستید یا نه ؟

ریاحی : نه خیر ... یعنی توضیح بدهم که سازمان چه کرده ؟

آیت الله گیلانی : این سازمان سربداران تقلید از سربداران خراسان بود . اما آنها کجا و شما کجا ؟ حالا شما در مقابل این آیا فرزند از دست داده و این مادران پسر از دست داده که با نهایت همت و رشادت ، خم به ابروی همتشان نمی آید قرار دارید .

در روزنامه ها خوانده اید و یا در رسانه ها شنیده اید که فردی چهار پسر شهید داده ، حالا هم اظهار خجالت می کند که کاش باز پسر داشتم . من خجالت زده ام که دیگر اولاد ندارم به جبهه بفرستم . ظاهراً این در تاریخ بی نظیر است . خواستم جنایات اینها را با ملت خودتان مطرح کنید و یقیناً در کیفر شما یعنی در تخفیف کیفر شما بی دخالت نیست .

ریاحی : بله من اگر نکته ای بگویم بیش از هر چیز برای بیان حقیقت می تواند باشد نه این که بخواهم کیفرم را (که بسته به نظر دادگاه است) تخفیف بدهم . البته بیان این که چه اتفاقی افتاد و مثلاً درگیری شد و کی کشته شد و کی کشته نشد ، اینها می تواند به روشن شدن مسئله کمک کند ، ولی واقعیت مهم تر از همه اینها ، اتخاذ سیاست های درست یا غلط است .

ما اگر سیاست درستی را اتخاذ کنیم در مواردی می توانیم راه صحیحی برویم و اتخاذ سیاست غلط است که ما را به گمراهی و بیراهه می اندازد . من از سال ۴۰ وارد جنبش شدم . من متولد ۱۳۱۹ هستم و ۴۲ سالم است . تقریباً ۲۱ سال است که توی جنبش هستم . از ۱۵ خرداد بودم . بعد ، از ایران رفتم در عراق ، فلسطین ، لبنان ، و ... بودم .

ما از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ به انحراف افتادیم . جناب آقای حاکم شرع ، یعنی تا سی خرداد و در جریان جنگ واقعاً شرافتمندانه از کشور دفاع می کردیم . ۱۲ _ ۱۰ نفر از دوستان ما در جبهه های جنگ شهید شدند و راه درست می رفتیم .

در سی خرداد ، جریاناتی که در آن موقع در جامعه اتفاق افتادند که کوچک هم نبودند . امروز دیگر قضاوت کردن در مورد آن ، کار ساده ای است ، ولی آن زمان این طور نبود . تمام جامعه آشوب شده بود ، همه چیز به هم ریخته بود و درست نمی شد تشخیص داد که چه خبر است . ما از آن زمان به اشتباه افتادیم .

من امروز معترف هستم که از جریان سی خرداد ، ما صرف نظر از ایدئولوژی کمونیست ها کاملاً در سیاست به اشتباه افتادیم . سیاست پشتیبانی از دولت که از اول انقلاب داشتیم به راهی دیگر و در واقع به کجراهه رفت . چیزهای دیگری مولود آن سیاست غلط است .

این که ما در جنگل درگیر شدیم و تعدادی کشته شدند . (و من الآن به همه شان احترام می گذارم و واقعاً برای من قابل احترام هستند همه کسانی که آنجا شهید شدند) ، اینها دیگر تبعات آن سیاست ناصحیحی است که ما در مرحله ای اتخاذ کردیم .

با یک تحلیل نادرست از اوضاع که ناشی از یک سری ذهنی گری های خودمان و یک مقدار هم واقعیاتی بود که در جامعه اتفاق افتادند و واقعیات کوچکی هم نبودند که به راحتی بشود دید پشتشان چه می گذرد ، آن واقعیات و ذهنی گری های ما راجع به حاکمیت تغییر کرد .

فکر کردیم حاکمیت دارد اشتباه می رود . ما فکر می کردیم توی جبهه های جنگ دارد سازش می شود . تکه هایی از میهن دارد فروخته می شود و امریکا دارد می آید . همانطور که آقای دادستان فرمودند ما فکر می کردیم انقلاب منحرف می شود ، در صورتی که متأسفانه خودمان بودیم که داشتیم منحرف می شدیم و از اینجا بود که ما به اشتباه افتادیم .

البته همانطور که آقای دادستان فرمودند نظر ما یک قیام فوری بود . بحث ما این بود که از یک جایی شروع کنیم و به مردم بگوییم که مردم راه این است و مردم بلند می شوند . بحث ما یک قیام فوری بود و درگیری های داخل جنگل در واقع ناخواسته و بی برنامه بود . در جنگل اتفاقاتی افتاد ، درگیری هایی صورت گرفت و همانطور که آقای دادستان هم فرمودند از برادران پاسدار و سپاه شهید شدند که من متأسف هستم .

آیت الله گیلانی : بله آقای ریاحی این بیان شما بیانی است که در قرآن هم شما را تصدیق می کند : « کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ .... » (حشر/۱۶) شما فرزندانی که اینجا نشسته اید من هم می دانم از اسلام چیزی ، تحلیل یا برهانی ندیدید .

به شما نگفتند و شیطان هایی که منشأ گمراهی شما شدند ، شما را در مقابل ملت به این روز انداختند . خودشان هم در پاریس و جاهای دیگر خواب ریاست جمهوری می بینند ، ولی منظور این بود که جنایاتی که در داخل و خارج مملکت با دست الحاد مارکسیستی تحقق پذیرفته و شما شاهد و ناظر بوده اید ، توسط شما برای آگاهی مردم بیان شود .

ای بسا بیان شما منشأ هدایت خواهد شد . شما که در متن قضیه بودید و ضلال و گمراهی اینها را لمس کرده اید ، می توانید واضح تر بیان کنید و به ملت هشدار بدهید که نسل بعدی مانند شما و فرزندان فریب خورده ، فریب نخورند .

ریاحی : در مورد کارهایی که کسانی در خارج در سطح جهانی می کنند و کمونیست نامیده می شوند ، فکر می کنم مسائل تا حدود زیادی روشن است . امروز هم دیگر در واقع آنها راههایی را در پیش گرفته اند که با شیطان بزرگ تقریباً تفاوتی ندارند ، چه آمریکا باشد و چه روسیه ...

به طور کلی جنایاتی که روس ها امروز توی افغانستان می کنند ، جنایات کوچکی نیست . هر روز در روزنامه ها می خوانیم که مناطق وسیعی بمباران می شوند . داد و ستدها و نزدیکی هایی هم که چین با غرب می کند ، همینطور است . البته اینها مسائلی نیستند که من بخواهم بگویم .

واقعیاتی هستند که بیش از آن حد که می شود تصور کرد هر روز بیان می شوند و متأسفانه جنایات خیلی وسیع از اینها هم وجود دارند . اینها ظاهرش هستند که ما می بینیم . همدستی دو ابرقدرت در جنایاتی که در لبنان چند وقت پیش اتفاق افتاد و موجب به شهادت رسیدن ۷۰ هزار نفر از مردم بی گناه فلسطینی و لبنانی شد . معلوم شد که این جریان بدون تردید محصول توافق دو ابرقدرت بود ، به خاطر این که یکی سکوت کرد و خودش را کنار کشید و آن دیگری هم قتل عام کرد . از این جریانات در سطح جهانی زیاد است .

در کشور خودمان هم از انقلاب به بعد ، اکثر گروه های کمونیستی و چپی و یا به عبارت بهتر همه گروه های چپ به طور مطلق خط را اشتباه رفتند . زیرا اگر جریاناتی مثل حزب توده یا اکثریت احیاناً ادعای پشتیبانی از دولت را دارند ، واضح است که پشت آنها هدف های دیگری نهفته است و واقعاً منظورشان پشتیبانی نیست .

البته من معتقدم و این را از موضع کمونیستی نمی گویم که گروه ما بر اساس تحلیل سیاسی که داشتیم در مواردی هم صحیح عمل کرد . در مورد سفارت ، ما از دانشجویان خط امام پشتیبانی کردیم . در جنگ شرکت کردیم و... ولی اکثر کمونیست ها از روز اولی که انقلاب پیروز شد گفتند که این همان ارتجاع است و فقط بعضی چیزها عوض شده و ...

و جریانات و گروه های کمونیستی مختلفی که در ایران بودند ، از اول ، جنگ را اکثراً ارتجاعی می دانستند ، آن هم در شرایطی که ملت ما می جنگیدند و در جبهه خون می داد و قسمت زیادی از کشور ما به اشغال یک نیروی بیگانه تحت پشتیبانی امپریالیست ها در آمده بود . خیلی ها بودند که از سربازها دعوت می کردند اسلحه هایتان را برگردانید به سمت خودتان و اینها کمونیست نامیده می شدند .

به هر صورت به نظر من اینها همه اشتباه بود و کلاً کارنامه روشنی ندارد و چیزی نیست که من اینجا بخواهم حتی کوچک ترین دفاعی از آن بکنم .


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  06:10 ق.ظ

 

حضور قدرتمند خانواده های گیلانی در مقابل و پشت سیمهای خاردار اسارتگاه تن و روح نسل سوخته، نشان و حکایت از ضدیت خرده دیکتاتورهایی هویت باخته با فرهنگ و هویت انسان ایرانی دارد. این حضور، همانطور که در روزهای گذشته در سایتهای اینترنتی آمده است، آنچنان عبرت انگیز است که انسان را به یاد نمونه هایی از عملکرد پدرخوانده و یکی از مرگبارترین دیکتاتورها می اندازد که او نیم قرن قبل تر از وارثان و خرده دیکتاتورها، به این همه رذالت و دنائت دست یافته بود، ولی به راستی که در تاریخ جز نام پلشت و ننگ جاودان، چیزی از او باقی نمانده است.

مرصاد به نقل از انجمن نجات: پل پوت که در ایام جوانی به دنبال عدالت اجتماعی بود و مجد و عظمت کهن کامبوج و کامبوجیان را در سر می پروراند، ولی همواره چیزی را در پستوی ذهنش مخفی نگه می داشت که تنها در اوان قدرت توانسته بود آن را بروز دهد. او که در ادامه مبارزه اش علیه سیهانوک از انقلاب مائو در چین الهام گرفته بود، سرانجام جنبش خمرهای سرخ در کامبوج را بنا نهاد و به دنبال زندگی و مرام مخفی، خودش را از همگان به ویژه از خانواده اش به دور نگه می داشت تا جایی که وقتی به قدرت رسید و برای اولین بار خود و ماهیت ضد انسانی اش را به همگان نشان داد، خانواده اش سخت متحیر و متعجب شدند و باورشان نمی شد که پل پت جوان و مبارز، هنوز زنده است و هم اکنون رهبر آدمکشان خمرهای سرخ می باشد.

پل پت تنها با خانواده مخالفت نداشت، بلکه او با هویت و انسانیت مردم و به ویژه اعضای وفادارش مخالف و در ستیز بود و دائماً اطرافیانش را به ظن جاسوسی برای آمریکا و شوروی، محکوم می کرد و زبان انتقادشان را کوتاه می کرد. در حالی که خود نه با کمونیستها و نه با آمریکا، تضاد ماهوی نداشت و در هر سر فصلی با آنان علیه دشمنان داخلی و ویتنام، همکاری می کرد. او شستشوی مغزی و اتهام زنی و تحقیر و قید و بند اعضایش را به آنجا رساند که یکی از اعضای وفادار و نزدیک پل پوت علناً اعلام کرد که از این پس، من یک حیوان هستم!

به معنای واقعی نیز پل پوت از اعضایش چنین می خواست تا آنان انسان و منتقد و معترض و دارای خانواده و عواطف و هویت انسانی نباشند، بلکه بنا به گفته یکی از نزدیکان و فرماندهانش، حیوان زبان بسته و مطیع و اخته و جنگی باقی بمانند.

ولی هر چه هست، جهان نیم قرن از استبداد کبیر و دیکتاتوری و فاشیسم افسارگسیخته را پشت سر نهاده و امروزه خرده دیکتاتورها قادر نیستند با تجربه ای که از پدرخواندگان خود مانند پل پوت و صدام حسین و دیگران، به ارث برده و اندوخته اند، به گونه ای زور بگویند و ستم کنند که اطرافیانش اذعان دارند که ما از این پس حیوان هستیم! اعتراض خانواده های گیلانی، همان اعتراض خانواده های ایرانی و همانند اعتراض فرزندان شان در داخل و بیرون از اردوگاه اشرف است.

اعتراض خانواده های ایرانی به همراه فرزندان دربند و آزادشان، همان گونه که طی چند سال اخیر دیده و تجربه شد، میراث و حاصل زور و ستم پل پوتی و صدام حسینی را افشاء کرده و نه تنها شعار دلخواه خرده دیکتاتورها را که، من یک حیوان هستم را برای خود عیب و عار می دانند و به زبان نخواهند آورد، بلکه همواره با شعار، من یک انسان هستم، با وارثان دیکتاتورهای بزرگ به مقابله برخواسته و سرانجام دکان فریب و دغل و دجالیت را تخته خواهند کرد.


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391  06:09 ق.ظ

 
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: کسانی که با برنامه ریزی فتنه‌های ایجاد شده در ایران، فریاد سر داده بودند اکنون گرفتار اعتراضات مردمی شده‌اند که نظام سرمایه‌داری را قبول ندارند.


مرصاد به نقل از فارس
، گردهمایی جامعه انجمن های اسلامی بازار و اصناف در مسجد امام خمینی(ره) بازار تهران با حضور سید مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدیر مسئول روزنامه رسالت برگزار شد.

نبوی طی سخنانی با تبریک میلاد فرخنده و مسعود حضرت فاطمه زهرا(س) و سالروز ولادت بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره)، اظهار داشت: خداوند را سپاسگزاریم که از نعمت ولایت حضرت زهرا و فرزندان او بهره مندیم و هر چه داریم از این بزرگواران است.

وی افزود: در سه دهه اخیر که از عمر انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد همواره به سبب نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در جهان شرایطی حساس را در کشور داشته‌ایم از زمانی که حضرت امام (ره) از هجرت بازگشتند تا کنون کشور و نظام با مسائل مختلف روبرو گشته است البته در این میان جهان نیز تحولات بسیار زیادی را تجربه کرده است که مهمترین آن فروپاشی بلوک شرق بعنوان یکی از ابرقدرتهای جهان است، از دیگر مسائلی که جهان و منطقه با آن دست به گریبان بوده‌اند ظهور آثار انقلاب اسلامی ایران و موج بیداری در منطقه خاورمیانه است.

نبوی تصریح کرد: البته نباید از اعتراضات ضدسرمایه‌داری مردم در آمریکا و در غرب نیز براحتی عبور کرد ما شاهدیم ماه‌هاست که این اعتراضات ادامه دارد و دولتهای سرمایه داری غرب و آمریکا نتوانستند این بحرانها را مهار کنند. یکی از آثار این تجمعات عدم رای آوردن یک مهره سرسپرده آمریکا در فرانسه بود و یک چپ گرا موفق شد زمام امور را در این کشور به دست بگیرد و این مسئله برای جهانیان موجب تعجب و تامل بسیار گشت که چگونه رئیس جمهور یک کشور اروپایی برای بار دوم و بصورت متوالی موفق نگردید در انتخابات پیروز گردد.

وی ادامه داد: البته اینها مکافات عملی است که کشورهای غربی پس از توافق برای تشکیل اروپای متحد و همچنین پول واحد شروع به استثمار کشورهای جهان سوم کردند و توطئه کردند کشورهای دیگر را تجزیه کنند. همان کسانی که میخواستند با محاصره اقتصادی به کشور ایران فشار بیاورند حالا خود گرفتارند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه افزود: کسانیکه با برنامه ریزی فتنه‌های ایجاد شده در ایران، فریاد سر داده بودند اکنون خود گرفتار اعتراضات مردمی شدند که نظام سرمایه داری را قبول ندارند. جهان از زمانی که بلوک شرق از هم پاشید دچار دگرگونی گردید. آمریکا خود را ابرقدرت واحد و فرمانده جهان می‌دانست اما به لطف الهی و با حضور جمهوری اسلامی ایران، قدرت آمریکا روز بروز کاهش یافت.

وی تاکید کرد: آنها هرچه تلاش کرده‌اند که مسلط شوند کمتر به نتیجه رسیده‌اند، قدرت آنها طوری کم شده که اکنون میزان بدهی‌های آنها معادل تولید ناخالص داخلی شان است. اگر در جنگ جهانی دوم به لطف قدرت نظامی و اقتصادی آن‌ زمانشان فرماندهی می کردند اما اکنون به برکت ظهور انقلاب اسلامی ایران دیگر چنین نیست. جهان به وضوح قدرت جدیدی را مشاهده کردند که نه با زور اسلحه و نه با برنامه‌های اقتصادی در مردم تاثیر گذار شد. قدرتی که بر پایه ایمان و اعتقاد و فرهنگ بوجود آمد که در اصطلاح از آن بعنوان قدرت نرم نام برده می‌شود.

نبوی با بیان اینکه طراحی جنگ نرم، تهاجم فرهنگی همگی بر پایه بوجود آمدن چنین قدرتی طراحی شد، اظهار داشت: این قدرت از زمان انقلاب به بعد رو به گسترش است. در لبنان شاهد هستیم که گروه کوچکی بنام حزب الله چگونه در برابر اسرائیل تا دندان مسلح ایستادگی می‌کند و پیروز می شود. مردم چگونه در مصر در برابر نظامیان دیکتاتور و فرعون مصر ایستادگی می‌کنند و آنها را به ذلت می‌نشانند. در مجموع شرایط جهان شرایط گذار است و به نقطه‌ای رسیده‌ایم که تعادل وجود ندارد و این تحولات تا زمانی ادامه می‌یابد که تعادل برقرار شود.

وی اظهار داشت: در این شرایط و به قول مقام معظم رهبری در این پیچ تند تاریخ باید هوشیار باشیم. در همین ایام مردم ایران یک آزمون مهم را با موفقیت پشت سر گذاردند. در انتخاباتی که کمتر کسی فکر میکرد مردم پر شور شرکت کنند به لطف دم مسیحایی رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، مردم گسترده شرکت کردند و اجازه به دشمنان ندادند تا با کاهش حضور مردم، مشروعیت نظام را زیر سوال ببرند. انتخاب شدگان نیز از اکثریت قاطع پایبند به نظام و اصولگرا هستند.

وی با بیان اینکه نکته دیگر شرایط اقتصادی حال حاضر کشور است که پاشنه آشیل کشور نیز همین جاست، گفت: این مورد با توجه به سوابق به زمانی باز می‌گردد که درآمدهای نفتی جایگزین همه منابع شد و به واقع اقتصاد نفتی و وارداتی بر ایران مستولی شد، در نتیجه دولتها دلارهای نفتی را به ریال تبدیل کرده و حقوق پرداخت می‌کند. باید اتکا دولت به نفت برداشته شود در این هنگام است اگر برنامه ریزی صحیح نباشد مشکلات کنونی را شاهد خواهیم بود.

نبوی افزود: مقام معظم رهبری با درایت سال قبل را جهاد اقتصادی نامیدند کلمه جهاد بدین دلیل بود که ایشان می دانستند که در اقتصاد کشور دشمن وجود دارد و باید جهادگونه جهت اصلاحات اقتصادی جلو برویم. سال جدید نیز در ادامه سال قبل بنام تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری شد، این یعنی باید برای تحقق چشم انداز در سال ۱۴۰۴ حرکت کرد. اگر می خواهیم جوانان مستعد و تحصیل کرده ما شغل داشته باشند باید تولید ملی شکل گیرد. این تولید شامل کشاورزی و صنعت است و خدمات نیز باید افزایش یابد. خدماتی مانند بهداشت، تامین اجتماعی و از همه مهمتر خدمات بانکی.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: نظام بانکی و گمرکی ما باید متحول شود، سیستم مالیاتی باید مشوق سرمایه گذاران باشد نه مانعی برای آنها و قانون تجارت نیز باید اصلاح شود تا تا با کمک این مجموعه تولید ملی رونق پیدا کند. امروز وقتی کسی عزم می کند وارد کار تولید شود از زمان گرفتن مجوز تا تسهیلات بانکی آنقدر دارای مشکل می‌شود که عطای کار را به لقایش می بخشد و همان سرمایه را در بخش دلالی سرمایه گزاری می‌کند .

وی ادامه داد: آنچیزی که امروز بسیار مشهود است این است که شاخص‌های کسب و کار اصلا مناسب نیست و این مسائل هم به مقررات باز می‌گردد. مجلس نهم باید در دستور کار خود اصلاح برخی قوانین را داشته باشد تا در خدمت تولید ملی باشد. باید سیستم بانکی کشور از فساد منزه گردد، رابطه ها و سفارشها در بانکها باید از بین برود. نباید مانند آنچه اخیرا شاهدیم جوانی بدون تخصص و فقط بر اساس رابطه مدیر عامل یکی از شرکت‌های مهم اقتصادی کشور باشد. چرا نباید بانک مرکزی با توجه به تکنولوژی امروز نظارت کافی بر بانکها داشته باشد. هم اکنون اگر کسی بخواهد بدون رابطه به بانک مراجعه نماید و تسهیلاتی دریافت کند ،تقریبا محال است که موفق شود.

نبوی تاکید کرد: قانون مترقی اصل ۴۴ می‌تواند همه گره‌ها را باز کند اما اجرای قسمتی از آن موجب شده بسیاری از اصل ۴۴ بطوریکه باید موفق نگردد. اگر این قوانین کامل و صحیح اجرا گردد دیگر احتیاج به دخالت دولت در بسیاری از کارها نیست. قانون هدفمندی نیز به همین صورت، اگر این قانون درست اجرا شود و به تولید توجه شود بسیاری از مشکلات حل می‌گردد که تا کنون چنین نشده است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: قوای سه گانه مسئول اصلاح و جلوگیری از اتفاقات در ایران هستند. باید بجای دعواهای سیاسی با وحدت و همدلی مشکلات را از پیش روی بردارند، متاسفانه بدلیل اینکه امسال بعد از انتخابات مجلس، انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم برخی افراد بدون در نظر گرفتن مصالح کشور و بدون رعایت اخلاق میخواهند رقبا را با تخریب از صحنه خارج کنند.

وی افزود: حالا که مجلس نهم از خردادماه شروع به کار می‌کند باید تابلوی پیش رو، شعار سال را قرار دهد و در جهت روان کردن مسائل اقتصادی بکوشد. باید اعتماد به آینده را در مردم درست کنند یعنی با اصلاح قوانین و مقررات مسائل اقتصادی را حل نموده و فضای سیاسی کشور را نیز سالم کنند. با اتحاد با دیگر قوا و همدلی به دشمنان اعلام کنند که هیچگاه نمی توانند در ثبات سیاسی و امنیتی ما خللی ایجاد کنند.

نبوی در ادامه سخنانش تصریح کرد: دولت محترم نیز باید تلاش کند جلوی دستگاههای سوء استفاده کننده را بگیرد. اگر ما می‌خواهیم توسعه پیدا کنیم با فساد نمی‌شود، باید آنرا ریشه کن کرد و در اینجاست که قوه قضائیه باید ورود پیدا کند. این قوه باید دقت کند که اول خودش باید سالم باشد تا بتواند جلوی فساد بگیرد. در شرایط کنونی به دلایل مختلف متاسفانه کسانی که حقشان ضایع شده است زیاد دلخوش به رسیدن به حقوقشان نیستند.

وی تاکید کرد: تلاشها زیاد است اما کافی نیست. روابط منطقی بین قوا بسیار مهم است اما مهمتر از آن سلامت قواست. باید فسادها را گفت و مسئولیت این امر نیز طبق قانون اساسی با قوه قضائیه است. ملتی با این درجه از ایمان و خلوص شایسته قوایی هستند که عملکردی بالاتر از عملکرد فعلی داشته باشند. مجلس و دولت بجای درگیریهای سیاسی باید دست در دست هم در پی حل کردن مشکلات باشند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: کشور ما الگوی الهام بخش جهان است و این مسئله وظیفه ما را سنگین تر می‌کند. کشوری که قرار است قدرت اول منطقه باشد مطمئنا در تیررس دشمنان است این حق مردم است که از مکتبی که متکی بر رای خودشان است استفاده کنند. کشورهای دنیا چشمشان به ایران اسلامی است، ابرقدرتها سالها تلاش کردند مسئله فلسطین را حل کنند و هم اینک نیز متحد شدند و میخواهند سوریه را از پای درآورند، چشم امید این کشورهای مظلوم به ایران است و ما نباید کاری نماییم که این اعتماد سلب گردد.

نبوی در پایان اظهار داشت: امیدوارم ما مسئولین بتوانیم در کنار مردم همیشه در صحنه و با اتحاد بیشتر مشکلات را حل کنیم و در این تحولات جهانی موثرترین جایگاه را برای ایران رقم بزنیم.


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :232  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها